گلستانکوه
خوانسار، شهرى زيبا در حصار كوه ها
خوانسار در ناحيه اى نه چندان دور از كوير مركزى ايران در فاصله اى حدود ۱۵۰ كيلومترى شمال غرب شهر اصفهان واقع شده است. شهرى زيبا مصفا و يكى از زيباترين شهرهاى مناطق مركزى كشور.
خوانسار به راستى شهرى است در حصار كوه ها، باغ شهرى آرميده در دامنه هاى زاگرس و شكل گرفته در مسير رودى كه سرچشمه اناربار ( رود قم ) است. به طور كلى شهر خوانسار هميشه ديدنى بوده است و زمان و مكان مانع از تماشاى از اين شهر نيست. مى توان به اين شهر سفر كرد و از شبها و روزهاى آن لذت برد.
دمای هوای خوانسار درتابستان نهایتا به ۳۷ درجه میرسد و در زمستان سرمای دلنشین همراه با انبوه ریزش برف است. این شهر در پاییز رنگ زرد به خود میگیرد و پوشش کوچه ها و باغها را برگهای زرد درختان میگیرد، اما در بهار که یک بهار کاملا واقعی را در خود دارد در فروردین ماه زمین زنده میشود و بوی عطر سبزی و شکوفه انسان را مست میکند شکوفهها در سرچشمه خوانسار از زیبایی بیداد میکند. نعمت باران نیز در بهار برای خوانسار وجود دارد.
گلستانكوه در مسير خوانسار به اصفهان در ۱۵ كيلومترى شهر خوانسار يكي از زيباترين كوههاي اصفهان با ارتفاع 3631 متر است. اين منطقه طبيعى حدود ده كيلومتر مربع وسعت دارد و در فصل بهار مملو از گلهاى طبيعى به ويژه لاله سرخگون است كه به رنگ سرخ مايل به بنفش بوده و از روز چهلم تا شستم بعد از عيد شكفته مى شوند و در موقع وزش باد سير و روشن مى شوند.
گل پياز موسير از جمله گلهاى گلستانكوه است و مانند ديگر گلهاى اين منطقه خود رو مى باشد و گون درختچه اى كوتاه است كه معمولا ارتفاع آن به يك متر نمى رسد، اما مقدارى از سطح زمين فاصله گرفته و گسترده مى شود. در گذشته از گون محصولاتى بدست مى آمد. اخيرا به علتهاى گوناگون از قبيل اثرات مواد شيميايى و عدم رسيدگى و بى توجه بودن به اين گياه طبيعى دوران اضمحلال را طى مى كند.سرچشمه از مكان و فضايى شاداب و حيات بخش برخوردار است و هر بيننده اى را مجذوب خود مى كند . محلى طبيعى بوده كه در ضلع جنوب شرقى شهر واقع است و به مرور تحولات شهرى و تجملات مصنوعى رنگ تصنعى به خود گرفته و به پاركهاى امروزى تشابه پيدا كرده است.
سايه تخريب بر دشت زيباي گلستانكوه
با ذوب برفها در دامنه كوههاي سرد خوانسار، هزاران لاله سرخ واژگون از بطن خاك سياه گلستانكوه مي رويند و به سان نوزادان طبيعت در دامن دايه باد سرود زندگي آغاز مي كنند.
رويش هزاران لاله واژگون در اوان هر بهار در دشت زيباي «گلستانكوه» جلوه بي نظير و كمياب طبيعت گوناگون حيات وحش در ايران را نمايان مي كند. «گلستانكوه» در وسعتي افزون بر يك هزار هكتار در منطقه سردسير غرب استان اصفهان قرارگرفته و رويشگاه گل منحصر به فرد و كمياب «لاله هاي واژگون» و انواع ديگري از گياهان مرتعي خودرو است.
لاله واژگون برخلاف ساير گونه هاي لاله و ساير گلها از ساقه به سوي زمين برگشته است و بدين سبب نامش را واژگون نهاده اند و برخي نيز به سبب آنكه درميان گلبرگهايش همواره قطره آبي جاري است، بدان «گل اشك» نيز مي گويند.
از مجموع ۱۲ گونه گل تزييني لاله، «لاله واژگون»، گل بومي سرزمين ايران است كه در قرن شانزدهم ميلادي به اروپا برده شد و در اقليم مناسب قاره سبز پرورش يافت.
در كنارگلستانكوه اقليم كوهستاني و برف گير روبه شمال كوهساران زاگرس و در برخي از استانهاي سردسير كشور همانند چهارمحال و بختياري و لرستان نقاط انگشت شمار از رويشگاههاي طبيعي لاله هاي واژگون در ايران است. در كنار رويش لاله هاي واژگون گلهاي بنفش رنگ، موسير، گزانگبين، باربچه و انواع ديگري از گياهان مرتعي در هر بهار زينت بخش گلستانكوه است. مناظر زيبا و پوشش گياهي منحصر به فرد اين منطقه همه ساله هزاران نفر از مشتاقان طبيعت را به سوي خود مي كشاند. وجود چشمه هاي پرآب، اين دشت زيبا را به نقطه اي بي نظير در استان اصفهان بدل كرده است. ولي اين طبيعت بي نظير در گام رو به جلوي تخريب ونابودي هرروز عقب تر مي رود و دوستداران طبيعت در هر سال نشانه هاي كمتري از اين طبيعت بكر را نسبت به سالهاي قبل از آن مي يابند. بوته كني بي رويه، بهره برداري افزون بر ظرفيت و نيز تغييرات طبيعي ناشي از عوامل مخرب، عرصه طبيعي گلستانكوه خوانسار را كوچكتر كرده است. اين منطقه به سبب رويش گونه هاي منحصر به فرد از گياهان مرتعي و نيز لاله هاي واژگون در دومين ماه از بهار هرسال، غنيمتي از طبيعت در استان اصفهان است كه به تدريج ازكف مي رود. هر دوستدار طبيعتي مي داند كه گلهاي وحشي تنها در اقليم خود مي رويند و آنان كه هرساله به قصد تفرج به سوي گلستانكوه هجوم مي برند و پنهان از ديدگان محيط بانان عرصه هاي منابع طبيعي، لاله ها را از ساقه جدا مي كنند درواقع مرگ طبيعت را رقم مي زنند. بوته كني و چيدن لاله هاي واژگون آن هم در فصل تكثير ورويش، عامل مرگ گلهاست و ديري نخواهد پاييد كه درگلستانكوه ديگر گلي نخواهد روئيد و اين دشت زيبا بر نام بي مسماي خود خواهد گريست.
گزارش برنامه گروه ستاك
تاريخ اجرا : جمعه 15 ارديبهشت 1385
نفرات : خانمها : صالحي – حضرتي – رشيدي – رستمي آقايان : يوسفي – طاهرخاني – حاجي ئي – شادفر
سرپرست : شادفر
شايد در استان اصفهان بدليل كويري بودن منطقه انتظار ديدن شهرهاي كوهستاني و همچنين روستاهاي پر آب كمي دور از انتظار باشد اما در هر گوشه اي از اين استان روستاها و شهرهاي بسيار زيبايي وجود دارند كه خود به تنهايي ميتوانند قطب گردشگري استان باشند و از بار گردشگري شهر اصفهان بكاهند . خصوصا اگر اين گردشگران بيشتر به طبيعت و اكوتوريسم علاقمند باشند .
از اين دست ميتوان روستاها و شهرهاي زيباي بسياري از جمله ابيانه ، نياسر ، قمصر ، خوانسار ، نطنز و ... را نام برد كه در دامان كوهستانهاي استان پا گرفته اند و هنوز بسياري از آنها بافت سنتي خود را حفظ كرده اند اما متاسفانه بيشتر آنها با دست اندازي ساختمانهاي اصطلاحاً با معماري اروپايي دوره احتضار را طي ميكنند و ...
همانگونه كه در مطالب بالا به قلم ديگر دوستداران طبيعت آمده است خوانسار به دور از تملق شهري است بسيار زيبا هنوز با كوچه باغهاي زيبايش و هوايي كوهستاني و خنك كه واقعا مي تواند در هر فصلي پذيراي خيل گردشگران و طبيعت دوستان باشد .
بهار دل انگيزش با عطر گلهاي بهاري و شاخه هاي نورسته درختانش ، تابستان با هواي خنك صبحگاهي و شامگاهش و ميوه هايش ، پاييز با تابلوي چند رنگش و زمستان نيز با تركيب سپيدي برف و كوههايش .
به غير از گلستانكوه و خوانسار ميتوان در برنامه اي يك يا دو روزه از ديگر زيباييهاي مسير تهران به خوانسار نيز ديدن نمود . شهر زيباي گلپايگان با ارگ گوگد و همچنين برجهاي كبوتر ( كبوترخانه ) تيدجان و قودجان . كه دو روستاي آخري با بزرگ شدن شهر خوانسار به شهر خوانسار پيوسته اند ، اين در حالي است كه تا چند سال پيش اين دو روستا حدود 4 كيلومتر با خوانسار فاصله داشتند .
البته اين مناطق جاهايي بود كه در برنامه گروه ستاك به تماشايشان نشستيم مطمئنا روستاهاي ديگر مسير و مناطق ديگري نيز براي ديدن و لذت بردن در اين منطقه وجود دارد .
و باز هم استخوان لاي زخم هميشگي كه هزاران بار گفته ايم و گفته ايم و ....
به نظر اين قلم خودخواه تر از ما ايرانيان در عالم گيتي نمي توان يافت ؟ اگر در روستاي دره بيد نگهبان وجود نداشت و اطلاعيه كاملي در مورد نچيدن گلها و از ريشه در نياوردن آنها بين مردمي كه براي ساعتي دلخوشي خود به آنجا آمده بودند نبود ، حجت بر مردمي كه به قصد تماشاي دشت زيباي لاله هاي واژگون آمده بودند تمام نمي شد و بهانه اي براي اين مردم وجود داشت ؟
اما با وجود همه اين تدابير اين گردشگران!!! به راحتي گلها را براي چند دقيقه اي دلخوشي فرزندان و يا حتي دلخوشي خود ميچيدند و برخي نيز به يادگار پياز گلها را با خود مي بردند .
آيا حتما بايد چوبي بر بالاي سر ما ايرانيان وجود داشته باشد تا مطلبي را قبول كنيم ، و با زبان و فرهنگ و تبليغات نمي توان اين كار را انجام داد ؟ ظاهرا كه مزاج ما با مورد اول بيشتر كنار مي آييم !!
روستاي دره بيد يكي از ديگر از روستاهاي استان اصفهان است كه در 15 كيلومتري شهر داران قرار دارد و طي چند سال اخير مورد تاخت و تاز طبيعت گردان قرار گرفته است و براي به تاراج بردن گلهاي لاله واژگون جاده اي خاكي و كوهستاني بطول حدودا 7 كيلومتر از روستا كشيده شده است تا مردم به راحتي بتوانند دشت لاله واژگون را به غارت ببرند .
براي ديدن دشت گلهاي لاله واژگون با دوستان گروه ستاك ، پنجشنبه به ساعت 22:30 از پل سيدخندان به سمت آزادي حركت ميكنيم و پس از همراه شدن تمامي دوستان كه جمعا 8 نفر هستيم ساعت 23 از تهران به سمت خوانسار به راه مي افتيم.
براي رسيدن به خوانسار ، دو مسير را ميتوان انتخاب نمود جاده تهران - ساوه - سلفچگان - دليجان – جاده فرعي موته – گلپايگان – خوانسار و يا اتوبان تهران - قم – سلفچگان – خمين – گلپايگان – خوانسار ، البته هر دو جاده از نظر فاصله تا تهران تقريبا يكسان هستند و تفاوت چنداني با يكديگر ندارند .
براي رفتن به خوانسار مسير اول را انتخاب ميكنيم و براي برگشت مسير دوم را . در تاريكي شب با يك دستگاه ميني بوس ايويكو از جاده ساوه به سمت خوانسار مي رويم . حدود ساعت 3:30 صبح به شهر دليجان ميرسيم ، با توجه به خستگي راننده تصميم مي گيريم مدتي در خوانسار توقف كنيم تا راننده كمي استراحت كند ، پس از توقفي حدودا يك ساعته راس ساعت 4:30 به سمت خوانسار حركت ميكنيم . ساعت 6:30 صبح به خوانسار مي رسيم .
با توقفي كوتاه در خوانسار به سمت گلستانكوه حركت ميكنيم بعد از 15 كيلومتر تابلويي فلزي نشاندهنده دشت لاله هاي واژگون دامنه هاي گلستان كوه است كه عكس لاله واژگون را بر روي آن ترسيم كرده اند . از آنجا كه اين بار هم اطلاعات منطقه را از دوست عزيزمان جناب "آقاي صافي" در شهر نجف آباد گرفته ايم ، مي دانيم كه اين دشت به علت شناخته شدن براي عموم بسيار شلوغ خواهد بود لذا براي ديدن لاله هاي واژگون به سمت روستاي دره بيد ميرويم . اين روستا در 15 كيلومتري شهر داران واقع شده است . از فرعي جاده دره بيد كه در سمت راست جاده واقع شده است به سمت روستا مي رويم . براي معرفي روستاي دره بيد نيز از تابلويي شبيه به تابلوي دشت گلستانكوه استفاده شده است . تابلويي كه اگر چيدن گلها به همين منوال ادامه يابد تا چند سال ديگر كاملا بي مسمي و بي معني خواهد شد !!
تا خود روستا جاده اي آسفالته وجود دارد كه با 2 كيلومتر مسير به روستاي دره بيد خواهيد رسيد اما براي ديدن گلهاي دشت بايد حدودا 7 كيلومتر جاده خاكي كوهستاني را نيز بپيمائيد تا به انتهاي دره اي برسيد كه گلها در دامنه كوهها با نوازش باد در حال رقصيدن هستند .
در انتهاي جاده چند دستگاه سرويس بهداشتي ساخته شده و چندين نگهبان نيز از خود بوميان روستا مستقر شده اند كه برگه هايي در مورد گلهاي دشت بين بازديدكنندگان توزيع ميكنند و از بازديدكنندگان درخواست مي كنند كه اكيدا از چيدن گلها خودداري كنند . و مطمئنا گردشگران نيز كاملا اين امر را مراعات مي كنند !!! و گواهي اين مراعات لاشه هاي گلهاي پژمرده و پرپر شده اي است كه در تمامي سطح منطقه به راحتي مي توان ديد ، البته گلهاي ديگري كه دور از چشم ديگران در اتوموبيلها پنهان شده اند را به حساب نمي آوريم؟
لازم به ذكر است براي گذر از كنار نگهبانهاي دشت و ديدن گلها ، براي هر اتوموبيل بايد 1000 تومان به همين نگهبانها بپردازيد .
ساعت 8 در كنار مقر نگهبانها توقف ميكنيم و پس از صرف صبحانه تا ساعت 10 صبح به گردش در دشت مي پردازيم و از كوههاي كم ارتفاع اطراف براي ديدن بهتر زيباييهاي دشت ارتفاع مي گيريم . به غير از گلهاي لاله واژگون گونه هاي ديگر گلهاي وحشي را مي توان ديد كه در گوشه و كنار دشت پراكنده اند . و گونهايي كه به مانند چتر در دشت گسترده اند .
پس از 2 ساعت گردش در ميان گلهاي دشت و ديدن اين همه زيبايي ، و گرفتن چند عكس يادگاري ، ساعت 10:15 به سمت خوانسار باز مي گرديم .
سرچشمه خوانسار بسيار معروف است لذا براي ديدن سرچشمه به سمت مركز شهر مي رويم اما با ديدن شلوغي بيش از حد سرچشمه ، از خير ديدن و توقف در كنار سرچشمه مي گذريم .
براي ديدن كبوترخانه هاي تيدجان و قودجان طبق نقشه از خوانسار خارج مي شويم ، اما غافل از اينكه اكنون اين دو روستا به شهر خوانسار پيوسته اند . از 10 كيلومتري شهر خوانسار دوباره به سمت تيدجان و قودجان باز ميگرديم . در هر دو روستا ميتوانيد كبوتر خانه ها را ببينيد ما روستاي زيباي قودجان را انتخاب ميكنيم . كمي پايين تر از جاده اصلي چند كبوترخانه كه هنوز سالم مانده اند قرار دارند . شايد بپرسيد كبوترخانه چيست ؟
كبوترخانه برجي خشتي و مستطيل شكل است به ابعاد 6*10*6 كه براي نگهداري كبوتر و پرورش آنها استفاده ميشده تا از فضولات آنها براي كوددهي زمينهاي كشاورزي استفاده گردد .
پس از ديدن كبوترخانه ها و گشت زدن در زمينهاي كشاورزي اطراف به سمت گلپايگان حركت ميكنيم . گلپايگان نيز شهري است در دامان كوهستان كه از دوردست سرسبزي باغات و زمينهاي كشاورزي ، محدوده شهر را از بيابانهاي اطراف متمايز كرده است . در گلپايگان فقط قصد ديدن ارگ گوگد را داريم ، لذا مستقيما به سمت ارگ مي رويم . ارگ گوگود ارگي است كه حدودا سيصد سال سابقه تاريخي دارد و هم اكنون به دست مالكي شخصي اداره ميشود كه اين شخصي بودن را به راحتي ميتوان از تفكرات اقتصادي صاحب آن متوجه شد . حجره هاي داخل ارگ به اتاق خواب تبديل شده اند و براي هر شب اجاره اين اتاقها بايد هزينه اي برابر با هتلهاي 3 ستاره بپردازيد . در كنار اين اتاقها يك رستوران سنتي زيبا ساخته شده و كمي آنطرف تر نيز يك قهوه خانه و كافي شاپ زيبا براي استراحت و راحتي مسافرين در نظر گرفته شده است . و از همه اينها مهمتر تميز و پاكيزه نگاهداشتن محوطه ارگ است كه باعث كشش و جذب مسافرين و گردشگران ميشود . مطمئنا اگر ديگر آثار باستاني اين مرز و بوم نيز به همين روش نگهداري ميشد حال روز آنها به مراتب بهتر از وضعيت فعلي آنها بود .
پس از گردشي 45 دقيقه اي در ارگ به قصد ناهار به سمت رستوران ارگ مي رويم اما با توجه به وارد شدن يك اتوبوس توريستي كه قبلا رستوران را رزرو كرده است عذر ما را مي خواهند و ما نيز دست از پا درازتر ارگ را ترك مي كنيم تا براي صرف ناهار در كنار يكي از باغات اطراف جاده توقف كنيم . براي برگشت جاده خمين و محلات را انتخاب مي كنيم . در كنار يكي از باغهاي اطراف جاده گلپايگان به خمين توقفي نيم ساعته براي ناهار داريم و بعد از آن به طور مستقيم به سمت تهران حركت ميكنيم . چند باري نم نم باران جاده را خيس ميكند اما بارندگي شدت نمي گيرد .
بدون بروز اتفاق خاصي حدود ساعت 7 شب به ورودي تهران ( ميدان جهاد ) مي رسيم و به سمت پل سيدخندان حركت ميكنيم . در بين راه چند تن از دوستان خداحافظي ميكنند ، و ما نيز با دوستان ديگر كه به سمت ميدان آزادي ميروند در پل سيد خندان خداحافظي مي كنيم و از آنها جدا مي شويم .
و اينچنين اين سفر نيز با خاطراتي شيرين در كنار دوستان ستاك به پايان ميرسد .
