دارآباد
صعود قله دارآباد از مسير حاجي آباد
منطقه دارآباد یکی از محلههای شهر تهران است که در شمال این شهر قرار گرفته است. دارآباد پیش از این یکی از روستاهای پیرامون تهران بشمار میرفت. دارآباد از سوی شمال به رشته کوه توچال و از جنوب به زمینهای اقدسیه و از سوی شرق به جایی به نام باقلیزار و از غرب به بازوی توچال و زمینهای رحمان آباد مشرف است.
خط الراس دارآباد(قله دارآباد)
کوههای دارآباد که از دو سوی این دهکده را دربر گرفتهاند رشته اصلی كوه توچال است که از دامنه شرقی آن تا قوچک ادامه دارد. مَرغزارها (مراتع) شمالی آن از توچال به این شرح است: شهربانوکشک - کمردگور - تخت شاه - الشگا - چپدره - کلنو - توپز بلند - چال مگس - بند چلچلا - فراخسینه - سیردورو - درازلش - میردلو - پهنه خرگوشنو. و در بخش جنوبی: پیازچال - دره وزوا - عرقچینک - خوشچال بالا - خوشچال پایین.
دارآباد دو رودخانه دارد به نامهای «دارآباد» و «کهنه دارآباد» که در جایی به نام « سیر دورود پایین » به هم میپیوندند و رودخانه دارآباد را تشکیل میدهند.
- جغرافیای تاريخی شمیران، منوچهر ستوده، جلد یکم، تهران، ۱۳۷۱.
قله دارآباد و رشته كوههاي دارآباد نيازي به معرفي و شرح ندارند . به اندازه كافي براي كوهنوردان و طبيعت گردان شناخته شده اند . همانطور كه در جغرافياي تاريخي شميران اشاره شده است منطقه دارآباد يكي از آباديهاي اطراف تهران بوده كه با بزرگ شدن شهر تهران به اين ابرشهر پيوسته است .
به هرروي قله دارآباد كه بلندترين نقطه رشته كوه دارآباد ميباشد با ارتفاع 3190 متر يكي از قله هايي است كه كوهنوردان ساكن تهران به محض نداشتن برنامه خاصي براي كوهنوردي در خارج از تهران عازم آنجا ميشوند . البته اگر به زيبايي طبيعت اين منطقه علاقمند باشيد بهار اين منطقه را زيبا خواهيد يافت اما تابستان و پاييز آن چشمگير نيست. چرا كه بيشتر نقاط مسير خشك و بي آب است . مگر آنكه براي طبيعت گردي به كنار رودخانه برويد و يا تا كنار آبشار مگس چال پياده روي كنيد . اما زمستانهايي زيبا و گاهي اوقات خطرناك دارد . هنوز فراموشمان نشده است كه در زمستان 84 يكي از كوهرو هاي تهراني در همين منطقه دارفاني را وداع گفت .
در بلنداي قله دارآباد ، جان پناهي از سنگ و سيمان ساخته شده است كه حدودا 12 متر مربع است و ميتواند در روزهاي برفي و طوفاني كمك بسيار بزرگي باشد براي كوهنوردان ، همانگونه كه براي گروه ستاك بود .
گزارش برنامه :
تاريخ : جمعه 18 فروردين سال 1385
سرپرست : شادفر
تعداد افراد شركت كننده : 9 نفر
براي دستيابي به قله دارآباد اكثر كوهنوردان تهراني مسير دارآباد را انتخاب ميكنند كه به راحتي ميتوان از تهران بدانجا رفت . اما اگر به مانند صاحب اين قلم عاشق سكوت و خلوت كوهستان هستيد مطمئنا به دنبال مسيري خلوت تر خواهيد رفت . لذا براي رفتن به قله ، مسير حاجي آباد را براي اين امر انتخاب مي كنيم . منطقه حاجي آباد در جاده تهران فشم بعد از گردنه قوچك و نرسيده به ميدان لشگرك قرار دارد . نشاني حاجي آباد پلي سيماني است كه بر رودخانه در سمت چپ جاده قرار دارد ، در كنار پل تابلوي « راهدارخانه حاجي آباد » نشاني ديگر اين منطقه است .
هوا طبق اعلام هواشناسي براي روز جمعه ناپايدار است و طي چند روز گذشته نيز بارندگي هاي پراكنده اي در شهر تهران ديده شده است ، لذا مطمئنا مسير قله پوشيده از برف خواهد بود و صعودي زمستاني را بايد پيش بيني كنيم . به همين دليل به تمامي دوستان شركت كننده شرايط هوايي و لوازم مورد نياز اعلام ميشود .
اين بار براي اينكه دوستاني كه ساكن غرب تهران هستند كمي راحت تر باشند ، دو ايستگاه براي حركت در نظر گرفته مي شود لذا ساعت 6 از ميدان آزادي به سمت پل سيدخندان حركت ميكنيم و ساعت 6:20 دقيقه مابقي دوستان حاضر در پل سيدخندان به ما مي پيوندند . البته دو تن از دوستان نيز از دوراهي جاده فشم به جمع ما اضافه مي شوند . جمعا با تعداد 9 نفر با يك دستگاه ميني بوس ايويكو به سمت فشم به راه مي افتيم . البته پس از اتمام برنامه متوجه مي شويم كه ما نيز به مانند بسياري از ادارات و مدارس بايد خود ، ساعت كاريمان را يك ساعت به عقب بكشيم چرا كه با توجه به اينكه ساعت 5:30 صبح ، روشنايي خورشيد بر همه جا گسترده مي شود لذا يك ساعت ديرتر حركت كردن به هنگام بازگشت مشكل ساز خواهد شد .
ساعت 7:30 از كنار پل راهدارخانه حاجي آباد به راه مي افتيم بر اثر بارندگي چند روز اخير مسير گل آلود شده است . پس از 45 دقيقه پياده روي به گوسفند سراي حاجي آباد مي رسيم كه در كنار يك باغ قرار دارد باغي كه با شكوفه هاي بهاري تزيين شده است و با سبزي چمن زمين و قطرات ريز باران زيبايي خاصي به منطقه بخشيده است .
در داخل كانكسي كه در محل وجود دارد براي صرف صبحانه توقف ميكنيم . چرا كه از اينجا به بعد ديگر سطح صافي وجود نخواهد داشت و تا قله بر روي يال خواهيم بود . پس از صرف صبحانه و گرفتن چند عكس يادگاري از زيبايي منطقه به سمت قله به راه ميافتيم . براي دست يابي به قله به سمت غرب پيش ميرويم و قبل از رسيدن به رودي كه از ميان كوهها سرازير شده است بر روي يالي كه به سمت جنوب ميرود و تا خود قله امتداد دارد سوار مي شويم . يالي كه اگر هوا صاف باشد با چشم دوختن به انتهاي آن ميتوان كوهنوردان را بر بلنداي قله ديد .
پس از حدود 30 دقيقه بالا رفتن از شيب تند اوليه يال ، كوه سفيد پوش مي شود و از اينجا به بعد برف كوبي ما نيز آغاز ميشود . برف كوبي كه در اكثر نقاط با توجه به بارش باران و همچنين گرم شدن هوا ، به شل آب تبديل شده و به راحتي در داخل برفها فرو ميرويم . حدود ساعت 10:30 در اواسط يال ، برف و كولاكي شديد به مدت 30 دقيقه آغاز مي شود كه گاهي اوقات با بارش تگرگ نيز همراه است . در اين هنگام در پشت تخته سنگهايي كه جلوي وزش باد سر يال را ميگيرد توقف كرده و به استراحتي 10 دقيقه اي مي پردازيم . هوا كاملا ناپايدار است و تا رسيدن به قله چندين بار ابري و آفتابي و مه آلود مي شود . با توجه به هوا ، بر سر رفتن و بازگشتن مردد مي شوم اما هر بار كه قصد اعلام بازگشت را دارم مجددا هوا آفتابي ميشود و مسير به خوبي نمايان ميشود . ساعت 12:30 به آخرين قسمت شيب يال مي رسيم كه برف كوبي زيادي مي طلبد براي رفع خستگي ، برف كوبي مسير را همراه با خانم حسني انجام مي دهيم ، در اين حين چند تن از كوهنوردان از بالاي قله دستي تكان ميدهند .
با توجه به اينكه دو تن از دوستان براي اولين بار كوهنوردي را آغاز كرده اند كمي آرامتر حركت ميكنيم تا آنان از اين ورزش زيبا خاطره اي بد به همراه نبرند و دوباره به كوه بازگردند . بالاخره ساعت 13 به پناهگاه مي رسيم در پناهگاه فقط سه كوهنورد حضور دارد كه آماده بازگشت مي شوند . رسيدن ما به پناهگاه همانا و شروع طوفاني سهمگين همانا . شدت طوفان به حدي است كه دانه هاي برف به راحتي از ميان سقف پناهگاه به درون راه مي يابد و بر سر و روي ما ميريزد . ناهار را با اين تفكرات كه اگر اين طوفان ادامه يابد ، بايد به فكر شب ماني در پناهگاه باشيم مي خوريم . خوشبختانه بعد از 45 دقيقه وضعيت هوا كمي آرامتر ميشود و از شدت وزش باد كاسته ميشود . ما نيز به محض آرام شدن طوفان به سمت دارآباد به راه ميافتيم .
مسير پاكوب را تا كنار سيم خاردارها ميآييم و از داخل دره اي كه بهمن زمستان گذشته تمام درختان مسير را شكسته است به سمت رودخانه حركت مي كنيم ، به راحتي بقاياي بهمن زمستان قبل قابل روئيت است ، تصور ماندن در زير اين بهمن مو به تن انسان سيخ ميكند چرا كه درختي به قطر 40 سانتي متر به راحتي در زير بار اين بهمن شكسته است . پس از رسيدن به مسير پاكوب اصلي با سرعت بيشتري به سمت دارآباد حركت ميكنيم .
طبق زمان بندي با راننده ميني بوس براي ساعت 16 الي 17 هماهنگ كرده ايم كه در دارآباد منتظر ما باشد . اما با توجه به سرعت پايين دوستان جديد اين زمان با تاخير روبرو ميشود. كوهنوردان جديد با همراهي آقاي زماني حدود ساعت 18:30 به كنار ميني بوس مي رسند . جا دارد كه همين جا از زحمات آقاي زماني بابت همراهي دوستان جديد تشكر و قدرداني نمايم .
پس از رسيدن تمامي دوستان به كنار ميني بوس به سمت تهران به راه مي افتيم و طبق مسيري كه صبح آمده ايم از دوستان در دو ايستگاه ياد شده خداحافظي ميكنيم .