روته
« تجربه اي تلخ در روته »*
جمعه روزي به تاريخ 14 بهمن ماه سال 1384 با دوستان گروه ستاک و تعداد 20 نفر به سرپرستي دوست خوبمان آقاي « دانايي » عازم منطقه روته مي شويم .
روته روستايي است از بخش فشم . از روستاي روته به سه قله معروف اطراف ميتوان دست يافت :
آبک ، روته و ميان لالون
طبق معمول برنامه هاي زمستاني قرار ما ساعت 6:30 صبح از کنار پل سيد خندان است ، اين بار که همگي دوستان خوش قولي کرده و 15 دقيقه نيز زودتر از موعد آمده اند راننده بناي ناسازگاري مي گذارد و با نيم ساعت تاخير يعني ساعت 7 صبح خود را مي رساند . به اتفاق به سمت روته به راه مي افتيم ، هوا ابري است و هواشناسي نيز هوايي ناپايدار را پيش بيني کرده است . به همين دليل بطور دقيق نمي توان قله خاصي را جهت صعود انتخاب نمود ، اما بطور پيش فرض سرپرست برنامه ، قله « ميان لالون» را براي صعود انتخاب مي کند.
به جاده فرعي روته که مي رسيم برف شب پيش ، جاده را سپيد پوش کرده و بسيار لغزنده ، تا ميانه راه که ميرويم ميني بوس ديگر بالاتر نمي رود ، بالاجبار نيمي از مسير را تا ابتداي روستا پياده ميرويم . بارندگي برف و باران بصورت پراکنده از همان ابتداي حرکت شروع ميشود با هماهنگي که با آقاي دانايي به عمل مي آيد مقرر ميشود دوستاني که مايل به صعود هستند به سرپرستي خود ايشان به سمت قله حرکت کنند و مابقي دوستان همراه با اينجانب تا انتهاي دره روته رفته و در منطقه تا بازگشت دوستان باقي بمانيم .
براي خوردن صبحانه در ايوان ويلايي نيمه ساز که در انتهاي روستا وجود دارد توقف ميکنيم بيشتر دوستان ظاهرا ميلي به صعود ندارند و ترجيح ميدهند در اين هواي باراني ( که با توجه به فصل و منطقه بسيار تعجب برانگيز است ) در زير سقف ايوان ويلا بمانند و به بازيهاي زمستاني مشغول شوند . به هر روي ساعت 9 صبح سيامک دانايي همراه با 5 تن ديگر از دوستان به سمت قله ميان لالون به راه مي افتند . هنوز 5 دقيقه اي از رفتن دوستان نگذشته است که در ميان همهمه دوستان خانم رشيدي ( يکي از افرادي که با آقاي دانايي براي صعود به قله رفته است ) با آشفتگي کمک مي خواهد ، از توضيحات وي متوجه ميشويم که يکي از دوستان سقوط کرده است . اما نمي دانيم چه کسي ؟ هرکسي را میشد تصور نمود که سقوط کرده باشد به غير از سيامک ! چون به قدري تجربه و پختگي دارد که کارهاي ناسنجيده انجام ندهد . اما کوهنوردي با رعايت تمامي نکات ايمني باز هم ورزش بالقوه خطرناکي است . لذا رعايت نکات ایمنی تنها مي تواند شرط لازم سلامتي باشد و نه شرط کافي ، حتي اگر با تجربه ترين کوهنورد باشيد .
پس از رسيدن به بالاي سر سيامک متوجه ميشويم که هنگام عبور از روي يکي از پلهاي چوبي که بر روي رودخانه ساخته شده و برفي حدود 50 سانتي متر بر روي آن نشسته است پاي سيامک لغزيده و از ارتفاعي حدود 3 متر بر روي سنگي در کنار رودخانه پرت شده است . خوشبختانه با توجه به آمادگي جسمي ايشان و کمي خوش شانسي مشکل حادی در شرايط اوليه ايشان مشاهده نميشود . البته 10 دقيقه اول از مشکل تنفسي کمي شکايت ميکند ، اما نشانه اي از جراحت سطحي و يا خونريزي داخلی ديده نمي شود دوستاني که براي کمک آمده اند ، کمی از دانسته هاي کلاس امداد و نجات را به کار ميگيرند .مابقي دوستان را به کنار ويلا هدايت کرده و با چند تن از دوستان پس از اطمينان خاطر از سلامت نقاط حساس بدن سيامک ، ( و ساختن چادري موقت توسط باتوم و پانچو به مدت 10 دقيقه اي جهت رفع شوک اوليه حاصل از سقوط ) وي را بلند مي کنيم تا به کنار ويلا باز گرديم . با ابراز شکايت وي از ناحيه قفسه سينه سمت چپ و مشکل در تنفس احتمال شکستن دنده و يا خونريزي شش ميرود . با کمي استراحت وی و بررسي نشانه هاي حياتي و تنفسي وي احتمال خونريزي بسيار بعید بنظر میرسد . به مدت 30 دقيقه اي صبر ميکنيم پس از اين مدت زمان حال عمومي وي کاملا عادي ميشود . اما مشکل تنفسي وي باقيست . با توجه به ابراز تمايل به ماندن سيامک و همچنين شواهد تصميم ميگيرم که وي در کنار ويلا به استراحت بپردازد و ديگر دوستان نيز فقط تا انتهاي دره بروند . آقاي زماني دوست خوب ديگر ما در کنار سيامک مي ماند و ما به اتفاق مابقي دوستان به سمت دره انتهاي روته به راه مي افتيم . برفي سنگين منطقه را پوشانده است و بارندگي باران برف شل آبي ساخته است که خيلي سريع لباسها را خيس ميکند و برف کوبي را مشکل ، پس از پياده روي در حدود 30 دقيقه در کنار تپه اي با شيب ملايم و مناسب جهت بازي زمستاني و تفريح دوستان توقف ميکنيم .
از آنجا که ارتفاع گرفتن اعتيادي است که هر علاقمندي به کوهنوردي را گرفتار ميکند ، ديدن ارتفاعات اطراف و صعود نکردن کاري است بس دشوار ، از همين رو با 4 تن از دوستان به سمت قله روته مي رويم و مابقي گروه با سرپرستي آقاي « صنعتي » در دره روته باقي مي مانند .
نزديک به 30 دقيقه اي از کنار دوستان دور شده ايم و نزديک به گردنه اول مي رسيم ، ارتفاع برف تا 1 متر نيز ميرسد ديگر برف کوبي نيز جوابگوي کار نيست که در اين هنگام با صداي آقاي صنعتي که اعلام ميدارد حال عمومي سيامک رو به خرابي است با سرعت رو به پايين باز ميگرديم و همه دوستان را نيز به کنار ويلا باز ميگردانيم . تا مشکل جديدي ايجاد نشود . پس از رسيدن به کنار سيامک متوجه مي شويم که بر اثر فشار وارده از سقوط ، فشار خون وي افت کرده و چد دقيقه اي دچار لرز شده است و مشکل تنفسي وي نيز هنوز بهبود نيافته است . از همين رو با هماهنگي با آقاي زماني تصميم براين ميشود که هر چه سريعتر سيامک را به درمانگاه و در صورت لزوم به تهران باز گردانيم .
گروه را به آقاي زماني سپرده و آرام آرام به اتفاق آقاي حميد سالمي يکي ديگر از دوستان ، به سمت روستا بازميگرديم ، در روستا با کرايه کردن يک اتوموبيل خود را به درمانگاه فشم مي رسانيم . پزشک عمومي درمانگاه با معاينه سيامک اعلام مي دارد که مشکل خونريزي داخلي وجود ندارد اما امکان شکستن دنده مي رود لذا جهت اطمينان خاطر بهتر است که مصدوم را به تهران برسانيد .
با خودرو ديگري عازم تهران ميشويم تا سيامک را به نزديکترين بيمارستان که بيمارستان « الغدير » است برسانيم . حدود ساعت 13به بيمارستان الغدير مي رسيم و پس از معاينات اورژانسي اوليه جهت انداختن عکس از قفسه سينه ، سيامک را به بخش راديولوژي مي بريم .پس از انداختن عکس و معاينه مجدد دکتر ، دکتر اظهار ميدارد که شکستگي در دنده وي مشاهده نمي شود اما مدتي بايد از دنده هاي خود مراقبت کند . جهت بهتر شدن تنفس سيامک حدود 30 دقيقه اي اکسيژن مصنوعي به وي وصل مي کنند.
با هماهنگي با آقاي زماني ، حدود ساعت 14 دوستان از روته به سمت تهران باز ميگردند و حدود ساعت 15 از کنار بيمارستان به اتفاق یکدیگر به سمت پل سيد خندان که مبدا حرکت بوده است باز ميگرديم . نزديکي پل سيد خندان با پنچر شدن ميني بوس ، خوش قولي راننده و حوادث روز کامل مي شود . برخي از دوستان از همان جا خداحافظي کرده و برخي ديگر تا اتمام پنچرگيري مي مانند .
اين برنامه با حادثه اي تلخ که مي توانست بسيار تلخ تر از اينها تمام شود ، به پايان ميرسد ( کافي بود که کلنگ سيامک درون بدن وي فرو برود يا درون رودخانه سقوط کرده و در آن هواي سرد کاملا خيس شود که با توجه به فاصله تا روستا سرمازدگي وي حتمي بود و يا ..... )
در اين برنامه نيز بسياري از دوستان با پختگي کامل که لازمه کوهنوردي است در امر امداد به سيامک و همچنين هدايت گروه به کمک يکديگر شتافتند که از همين جا از تمامي دوستان تشکرميکنم ، خصوصا آقايان : زماني و سالمي .
نکته بسيار مهم :
پس از گذشت بيش از 4 روز ازحادثه و عدم بهبود سيامک ، وي مجددا به پزشک مراجعه نمود و بر اساس همان عکسي که روز حادثه از وي گرفته شده بود مشخص شد که دو دنده سمت چپ قفسه سينه وي دچار ترک خوردگي شده است .
( پيدا کنيد دکتر پرتغال فروش را ، ولي توي بيمارستان الغدير دنبالش نگرديد ؟!!! )
*از سری گزارشات عقب افتاده .
