شهرستانک
جشنواره رنگ و برف
زمستان زود رس ، پاييز را غافلگير كرده است ، اگر براي ديدن پاييز و نقاشي زيباي طبيعت تاكنون اقدام نكرده ايد شايد اين آخرين فرصت باشد و سرماي زمستاني اين رنگها را زودتر از هر سال محو كند ، اما سفيدي برف خود بر زيبايي جشن " رنگ پاييز" افزوده است براي ديدن اين همه زيبايي راهي شهرستانك شويد .
در سينه كش البرز مركزي آنجا كه دماي تابستاني آن به زحمت از 15 درجه سانتي گراد مي گذرد و در بلندي هاي ، اين ميزان به 5 درجه كاهش مي يابد ، دهكده كوهستاني شهرستانك دامن كشيده است. جايي كه ناصر الدين شاه قاجار خوشگذرانترين شاه ايران به گواه تاريخ ، از طبيعت بكر آن غافل نمانده و قصر تابستاني خود را در آن پي افكنده است، پس اگر ناصرالدين شاه اينجا را براي خوشگذراني انتخاب كرده است مطمئن باشيد جايي است با صفا .
دهكده خوش منظره شهرستانك از توابع دهستان “ لورا ” در 63 كيلومتري شمال غربي كرج و 10 كيلومتري گچسر در جاده چالوس قرار دارد ، براي رسيدن به خود دهكده پس از وارد شدن به فرعي سمت چپ جاده پس از حدودا 5 كيلومتر جاده آسفالته ، تابلوي نقاشي شهرستانك را روبروي خويش خواهيد يافت . شهرستانك در منطقه اي سردسير واقع شده كه اقتصاد آن عموما متكي بر كشت و زرع غلات ، گردو ، پرورش زنبور عسل ، توليد لبنيات ، دامداري و سپس جاجيم و شال بافي است.
تمامي دهكده هاي كوهستاني از نعمت خوش آب و هوايي و رودهاي پر بار بهره مند هستند اما كمتر دهكده اي را ميتوان يافت كه تمامي آن در دامان دره اي پر آب از شرق به غرب گسترده شده باشد و از اولين تا آخرين اشعه خورشيد بهره مند باشد اما شهرستانك اين مزيت را بر ديگر داشته هايش افزوده است تا مامن طبيعت دوستان و كوهنوردان و گردشگران تهراني باشد . اما ديدن باغات شهرستانك با رنگهاي پاييزي كه سفيدي برف بر اين زيبايي افزوده است عيشي است ديگر كه شايد كمتر كسي بتواند شانس ديدن اين منظره بديع را داشته باشد . برگهاي زرد ، سبز و قرمزي كه تابلويي هزار رنگ را بر چهره شهرستانك كشيده است و در آخر نقاش طبيعت سفيدي برف را براي نشان دادن نهايت هنر خويش بر روي اين تابلو پاشيده است .
براي ديدن تمامي اين زيبائيها با گروه كوهنوردي ستاك همراه ميشويم و در روز جمعه مورخ بيستم آبان ماه 1384 از مبدا پل سيد خندان با كمي تاخير نسبت به زمان تعيين شده ( ظاهرا بايد از ذكر اين تاخيرها چشم پوشي نمود چون جزيي از فرهنگ ما ايرانيان شده است ، تاخير نزد ايرانيان است و بس! ) و غيبت نيمي از افراد گروه به سرپرستي خانم جوربنيان مجموعا با تعداد 9 نفر راهي اين دهكده زيبا ميشويم . بر خلاف روزهاي گذشته كه روزي باراني و احتمالا برفي در ارتفاعات را انتظار داشتيم هوايي آفتابي با سرمايي ملس را تجربه ميكنيم . جاده چالوس كه از زيباترين جاده هاي ايران است و در هرفصلي به رنگي است در اين فصل نيز با زيبايي خيره كننده خود دست كمي از شهرستانك ندارد . خصوصا بخشهايي از جاده كه از دو طرف توسط درختان احاطه شده و سقفي از مخمل زرد و قرمز بر روي آن كشيده است . اما مزيت ديگري كه اين فصل سال نسبت به تابستان دارد خلوتي جاده است كه گردشگران سرمايي را فراري داده است . كم شدن گردشگر هر بدي كه داشته باشد خلوتي و سكوت آن نعمتي است .
به هر روي حدود ساعت 10 صبح به مقصد مي رسيم ، براي دوستاني كه قبلا منظره هاي شهرستانك را ديده اند شايد آنچنان هيجان زده نشوند اما براي چون مني كه اولين بار تمامي اين زيباييها را يكجا مي بينم سورپرايزي جالب است ( از فرهنگستان زبان خواهشمندم بجاي واژه بيگانه سورپرايز كمله مناسبي جايگزين كنند تا افراد غرب زده اي چون من فارسي را پاس بداريم !!) . از وجود قبرستان در ورودي شهرستانك مي گذريم كه شايد منظره جالبي به هنگام ورود نباشد اما اگر تلنگري باشد بر روح فراموشكار انسان ، قبرستان نيز در نوع خود جالب خواهد بود . از كوچه هاي تنگ و باريك دهكده رو بسوي شرق ميرويم بوي هيزم سوخته ، بوي آغل گوسفندان ، خاك باران خورده و ... بوي زنده طبيعت هر متجددي را سنت پرست ميكند . وارد كوچه باغها كه ميشويم بي اختيار بچه هاي گروه همه دست به دوربين ميشوند .
طبق اعلام سرپرست قرار بود نيمي از افراد عازم قله قلعه دختر شوند و مابقي دوستان در داخل باغات به گردش بپردازند . لذا بنده كه نمي توانم از اين همه رنگ دل بكنم به همراه دو تن ديگر از دوستان با اجازه سرپرست از
گروه جدا شده و مشغول گشت و گذار در داخل ده ميشويم . كم كم سر وكله گردشگراني كه با تور آمده اند پيدا شده و به دنبال جايي مناسب براي استراحت ميگردند . با اينكه هوا براي اينگونه گردشگران سرد بود تعداد زيادي آمده بودند كه انتظار آن نمي رفت . دو دوست همراه كه از با تجربه هاي خانه عكاسان هستند فرصت مغتنمي در اختيار اينجانب قرار ميدهد تا در كنار سوژه هاي فراوان عكاسي از تجربيات آنان نيز استفاده كرده اندكي بر معلومات ناقص خود بيفزايم . از آنجا كه طبق قرار مي بايست ساعت 3 به سمت محل ميني بوس گروه بازميگشتيم برنامه را طوري تنظيم ميكنيم كه بتوانيم ديداري نيز از قلعه شكار ناصرالدين شاه داشته باشيم . در بين راه درختان سيبي كه آخرين دانه هاي سيب سرخ يخ زده را با كلاهي از برف بر شاخه تكيده و عريان خود نگاهداشته اند ميبينيم . كمي آنسوترك وارد باغ گردويي ميشويم كه فرش نارنجي رنگي از برگهاي خود براي ميهمانان گسترده است . بوته هاي خشك شده گل پر كه تاج برفي بر سر گذاشته اند آخرين مقاومتها را در برابر باد پاييزي از خود نشان ميدهند . رودي كه از پايين دست ده ميگذرد در برخي جاها با شاخه هاي يخ زده تزيين شده است و برگهاي كه با اين رود ميروند و گذر عمر را گوشزد ميكنند .
با ديدن اين مناظر حدودساعت 2 به نزديكي قلعه شكار ناصرالدين شاه رسيده ايم كه مابقي افراد را مي بينيم كه به سمت پايين در حال حركت هستند ظاهرا آنان نيز نتوانسته اند از خير ديدن اين زيبائيها بگذرند و قيد رفتن به قله " قلعه دختر " را زده اند و در كنار قلعه ناصري استراحت نموده اند . با آنان همراه مي شويم و بسوي قطعه ناصري ميرويم . در قسمت جنوبي قلعه در كنار رود سنگ نوشته اي بر روي تخته سنگي حك شده است كه دست زمان بسياري از كلمات آن را محو كرده است . بيشتر راههاي ورودي قلعه توسط سازمان ميراث فرهنگي مسدود شده است تا شايد گوش شيطان كر ، مورد عنايت قرار گرفته ، ترميم و تعمير شود . در جانب شرق قلعه تپه اي است بلند كه ميتوان از بلنداي آن به راحتي تمامي قلعه را ديد از آن تپه بالا رفته ، چشمانمان را براي لحظه اي بسته و كمي در تاريخ سير ميكنيم و تجسم ميكنيم كه ناصرالدين شاه چگونه به قيمت بر باد دادن كشور در اينجا مشغول خوشگذراني بوده است . از ديوارهاي باقي مانده قلعه مشخص است كه قلعه شمالي-جنوبي بوده و حياطي در وسط آن قرار داشته است كه دو تا دور آن را اتاقهايي در برگفته بوده و مطمئنا شاه نشيني براي شخص شخيص شاه !! ساخته شده بوده است . سفيد پوش شدن منطقه بر زيبايي قلعه افزوده است پس از كمي تماشاي قلعه و بازديد از كاخ مخصوص پادشاه كه در ضلع شمالي قلعه ساخته شده و مدتي بصورت پناهگاه كوهنوردان درآمده بود آهسته آهسته به سمت دهكده بازميگرديم . چند تايي عكس يادگاري بر روي فرشهاي رنگين باغات ميگيريم و نهايتا ساعت 4 از درون تابلوي نقاشي پاييزي شهرستانك بيرون ميآييم .
ناخود آگاه به ياد نقاشيهاي جناب آقاي " رحيم نوسي " ميافتم و اميدوارم كه ايشان سوژه اي از اين تابلوي طبيعي براي خود برگزيده باشد .
تا فراموشم نشده است از خونگرمي مردمان شهرستانك نيز بايد ياد كنم كه اين خونگرمي و سخت كوشي از خصلتهاي مردان كوه و كوهستان است . پيرمرداني كه با چهره اي تكيده و دستاني پينه بسته مشغول آخرين فعاليتهاي كشاورزي بودند و با آغوشي باز از گردشگران پذيرايي ميكردند .
سفره هاشان پر نان باد و گوسفندانشان پر شير .
تاج برفی
کوههای اطراف

کوچه باغ


پیرمرد و باغش

رنگ طبيعت






