تبليغاتX
من و خلوت كوهستان

من و خلوت كوهستان

كوه و كوهنوردي ، طبيعت و ايرانگردي

دیواره فیروزکوه

گشایش مسير " همت 84 "

 

يكي از مسيرهاي ديواره فيروزكوه با نام " همت 84 " با درجه سختي ‘ 5.11b توسط سنگنوردان گروه كوهنوردي همت شميران گشايش مسير شد .

 

شهر فيروزكوه براي بسياري از گردشگران و كوهنوردان تهراني شناخته شده است شهرستاني كه در اطراف آن چند قلل مرتفع  و غار معروف و همچنين دهكده هاي ييلاقي زيبايي قرار دارد . اما ديواره فيروزكوه شايد براي بسياري از كوهنوردان غريب بوده و يكي از بكرترين ديواره ها در اطراف تهران باشد كه جا براي كار كردن بسيار دارد . در همين راستا يكي از سخت ترين مسيرهاي اين ديواره توسط گروه كوهنوردي همت شميران در تاريخ 15/7/84 گشايش مسير گرديد .

ديواره فيروزكوه در جنوبي ترين قسمت اين شهرستان در منتهااليه شهر و كمي پائين تر از ايستگاه راه آهن مسير تهران - شمال دقيقا در كنار خط ريل راه آهن قرار گرفته است . ديواره اي كه اكثر مسيرهاي صعود آن رو به شمال و غرب قرار گرفته است و از اين جهت ديواره اي است مناسب براي فصول گرم سال و بالعكس ديواره پردردسر براي فصول خنك و سرد .

متاسفانه در قسمت شمالي ديواره چندين خانه مسكوني ساخته شده است كه به غير از مشكلات ايمني براي ساكنان خانه هاي مذكور ، زخمي بر چهره زيباي كوههاي منطقه است .در اين ديواره هرگونه مسيري كه بخواهيد خواهيد يافت : مسير براي رول كوبي ، ميخ كوبي ، صعود با ابزار گذاري و ... البته در برخي مناطق سنگهايي از نوع ريزشي نيز وجود دارد كه بايد مراقب اين مسيرها نيز بود . بيشتر مسيرها داراي طولي در حدود دو الي سه طول طناب هستند .

گروه همت شامل 6 نفر آقايان :

فريبرز روزبهاني – سعيد طاهري – ماكان عرفاني – احمد رضا بابائي  - نيما مهرباني –  شادفر

 ساعت 7 بامداد در روز جمعه مورخ 15/7/84 از مبدا هميشگي يعني روبروي شهرداري منطقه 1 واقع در ميدان تجريش به سمت فيروزكوه به راه افتاد . حدودا ساعت 9:15 تيم مذكور به كنار ديواره فيروزكوه رسيده و مشغول ارزيابي اوليه مسيرهاي صعود ميشود . نهايتا گروه دو نفره سنگ نوردي همت شميران شامل آقايان    " سعيد طاهري " و " فريبرز روزبهاني " يكي از مسيرهاي غربي ديواره را براي صعود به روش ابزار گزاري انتخاب نمودند . ساعت 10:30 صعود توسط نامبردگان آغاز گرديد ، در اين صعود آقاي " سعيد طاهري " به عنوان سرطناب و ابزار گذار مسير و آقاي " فريبرز روزبهاني " به عنوان حمايت كننده اقدام به صعود نمودند . در ضمن طول مسير دو طول طناب ( حدودا 100متر) بود كه طول اول چندان مشكل نبود ولي طول بعدي  درجه سختي مسير’5.11b بود .  ابزارهايي كه در اين صعود كه اصطلاحا با نام " صعود به روش تميز " شناخته مي شود بكار برده شد عبارت بودند از : شفت ، فرند ، تراي كم

نهايتا نفر اول ، صعود خود را با موفقيت در ساعت 11:30 به اتمام رسانده و اقدام به زدن كارگاه نمود ، در ساعت 12 نيز نفر دوم گروه شروع به صعود كرده و پس از جمع آوري كامل تمامي ابزار آلات مياني حدودا ساعت 13 به انتهاي مسير رسيد . از آنجا كه ادامه مسير انتخاب شده براي فعاليت و ادامه دادن نامناسب مي نمود (بدليل ريزشي بودن مسير )لذا گروه سنگ نوردي همت با نامگذاري اين مسير بنام " همت 84 " اولين گشايش مسير را در ديواره فيروزكوه به نام خود ثبت نمود .

پس از اتمام صعود مسيرياد شده ، براي تمرين كردن ابزارگذاري و زدن كارگاه مصنوعي ديگر افراد گروه از ساعت 14 الي 17 تحت نظر آقايان " سعيد طاهري " و " فريبرز روزبهاني " در اين زمينه اقدام به فعاليت نمودند

پس از اتمام تمرين ، مابقي مسيرهاي اين ديواره كه از بالاي آن ميتوان چشم اندازهاي زيباي شهر فيروزكوه خصوصا جلوه پائيزي درختان تبريزي را مشاهده نمود توسط تيم مورد بازرسي و بازبيني قرار گرفت تا در برنامه هاي آتي گروه ، با آن دست و پنچه نرم نمود .  

چند قطعه از عكسهاي اين صعود در صفحه بعد آورده شده است . لازم به ذكر است متاسفانه عكس گرفته شده از كل مسير كيفيت قابل قبولي نداشت لذا پوزش ما را بدليل نبود عكس مسير بپذيريد .

 

نمايي از گوشه مسير در كنار خط راه آهن

 

 نفر سر طناب به هنگام ابزار گذاري

 

    نفر اول در پايان يك طول طناب   

 

نمايي از صعود و حمايت افراد تيم     

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 11:6  توسط شادفر  | 

محلات

هلند ايران در همين نزديكي شماست براي ديدن زيبائيهاي آن فقط سه ساعت راه است .

نام كشور هلند با پرورش گل در جهان شهره شده است و شايد هم بيشتر با نام لاله هاي نارنجي . ولي نمي دانم اين كشور كوچك شرايط پرورش هرگونه گلي را دارد يا خير ، ولي مطمئنم كه در محلات ايران هرگلي را ميتوان پرورش داد .

 

تاريخ اجراي برنامه : پنجشنبه و جمعه 7و8 مهر ماه 1384

تعداد افراد : 5 نفر

 

براي ديدن جاذبه هاي طبيعي استان مركزي در برنامه اي دو روزه مي توانيد از زيبائيهاي اين استان لذت ببريد : كاروانسراي عباسي در روستاي دودهك ، معبد باستاني خورهه ، آبگرم محلات ، آتشكده آتشكوه ، شهر زيباي محلات با گلخانه هاي متنوع  و غار چال نخجير.

براي ديدن اين زيبائيها كافيست از شهر تهران در بزرگراه ساوه به سمت ساوه برويد و پس از آن به سمت سلفچگان برانيد حدود 45 كيلومتر پس از سلفچگان در روستاي دودهك كاروانسراي مهجور و تنهاي عباسي را ببينيد پس از آن در دو راهي كه از جاده سلفچگان- دليجان جدا ميشود به سمت آبگرم محلات برويد پس از 10 كيلومتر مجددا جاده دو شاخه مي شود كه سمت راست به سوي روستاي خورهه ميرود و سمت چپ بسوي آبگرم سمت راست را براي ديدن معبد خورهه انتخاب كنيد پس از ديدار معبد خورهه بسوي آبگرم برگرديد و تني به آبگرم محلات بزنيد پس از آن ميتوانيد بسوي محلات رفته و آتشكده آتشكوه را در 15 كيلومتري محلات ( بعد از شهر نيمور ) ببينيد و پس از آن براي شب ماني و ديدن زيبايي شب سرچشمه ، محلات را انتخاب كنيد ، روز دوم  زيبائيهاي شهر محلات در انتظار شماست . سرچشمه محلات ، ميدان چنار ، گلخانه هاي مدهوش كننده آن و نهايتا لبنيات خوشمزه آن و در آخر ديدار از غار چال نخچير . اگر فرصتي براي شما باقي ماند آتشكده ميل ميلونه محلات را نيز از دست ندهيد .

كاروانسراي دودهك : كاروانسراي بزرگ دودهك در روستاي دودهك واقع شده است كه به گمان من در عين بزرگي از ديد مسئولين ميراث فرهنگي نيز پوشيده مانده است چرا كه نه مسئولي در آن جا مشاهده ميشود و نه تابلويي براي معرفي آن . كاروانسرايي كه ديگر صداي همهمه بازرگانان و تاجران و مسافرين را نمي شنود و تنها و خاموش در ميان كوير مرگ تدريجي خود را مي بيند و ظاهرا هيچ مسئولي دل به حال اين بيمار در حال احتضار نمي سوزاند . در چهار گوشه كاروانسرا به مانند تمامي دژهاي قديمي چهار برج نگهباني وجود دارد . كاروانسرا ازمجموع چندين حجره ، اتاق و اصطبل تشكيل شده است . از چهار راه پله دسترسي به پشت بام ميسر است با ايستادن بر بام كاروانسرا مي توان مناظر زيباي اطراف و پلي قديمي را در پشت كاروانسرا مشاهده كرد . و اما قصه پر قصه هميشگي كه ، در و ديوار كاروانسرا پراز زخم يادگاريهايي بود كه بازديدكنندگان مختلف بر آن به يادگار گذاشته بودند و درون كاروانسرا نيز ذباله داني آنان شده بود . به هر روي كاروانسرا را با زيباييها و نامردميهاي كه بر آن رفته است در سكوت خود رها ميكنيم و به سمت معبد خورهه مي رويم .

معبد خورهه : معبد خورهه كه بر اساس نظر باستان شناس آلماني هرتسفلد معبد ديونيوس ( خداي شراب ) تشخيص داده شده بود و هم اكنون اين نظريه مردود اعلام شده است در روستاي زيبايي به اسم خورهه واقع شده است . از اين معبد تنها دو ستون سنگي به ارتفاع 6 متر با حجاريهاي زيبا در بالاي آن باقي مانده است كه خوشبختانه هم اكنون سازمان ميراث فرهنگي در حال حفاري و كشف رمز و رموز اين معبد قديمي است كه به گفته باستان شناسان حاضر در منطقه خانه اي ييلاقي براي اشراف دوره سلوكيان بوده است و نه معبد ديونيوس . در دوره ايلخانيان بر روي خرابه هاي اين معبد گورستاني براي مسلمانان ساخته شده است . با حفاريهاي انجام شده ، ديگر ديوارها و كف اين بنا از دل خاك بيرون آورده شده است تا خاطرات زيباي 2000 و اندي ساله اين معبد دوباره زنده شود . براي حفاري بيشتر اجبارا اسكلت هاي گورستان دوره ايلخاني( حدود 600 سال پيش ) از اين ناحيه به گورستان مجاور منتقل ميگردد تا ديگر زواياي تاريك اين معبد و يا خانه اشرافي روشن شود . در كنار اين معبد بركه اي قرار دارد كه نصاوير مزارع آفتابگردان مجاور درون آب آن جلوه اي ديدني دارد . بركه اي كه از آب دو چشمه زير سطحي تغذيه ميشود . نمك و املاح موجود در خاك جلوه هاي زيبايي در اطراف اين بركه ايجاد كرده است . ديدن گلهاي آفتابگردان اطراف و قدم زدن درون اين مزارع و عكاسي از آنها لذتي است كه اكيدا آن را از دست ندهيد . كمي بالاتر در كنار رودخانه به گفته باستان شناسان سنگ نوشته هايي نيز وجود دارد ، اما هر چه جستيم چيزي يافت نشد ؟!

آبگرم محلات : پارادوكسي جالب در آبگرم محلات خوايد ديد ، هتلي سه ستاره با امكانات جالب و كامل ، اما برعكس استخرهايي كثيف با امكاناتي در حد عهد دقيانوس . چندين استخر و وان از آبگرم در منطقه  ساخته شده است اما متاسفانه اكثر آنها بسيار ابتدايي و مانند حمامهاي قديمي است كه به علت عدم رسيدگي و نگهداري ، در وضعيتي اسفناك قرار دارند كه هر گردشگري را از بازگشت دوباره به اين مكان منع ميكند . ولي براي كسي كه براي اولين بار به آنجا رفته است و سختي مسير را تحمل كرده است تني به آب زدن خالي از لطف نيست .

آتشكده آتشكوه : اين آتشكده در 10 كيلومتري شهر نيمور در نزديكي محلات قرار دارد كه طبق معمول بدليل موجود نبودن هيچگونه تابلوي مشخصي براي يافتن آن بايد دست به دامان ساكنين نيمور بشويد تا آدرس دقيق آن را به شما بدهند . اين آتشكده در 10 كيلومتري جاده نيمور به دليجان قرار دارد تنها يك تابلوي سبزرنگ  بسيار كوچك قبل از كارخانه هاي سنگ بري  نشانه اين آتشكده است . جاده اي آسفالته كه شما را تا دهكده آتشكوه مي رساند دهكده اي كوچك و زيبا با چند خانه قديمي و سنتي كه شايد ساكنانش آگاه نباشند كه ثروت بزرگي به نام آتشكده آتشكوه چسبيده به ده آنها در نزديكي آنها قرار دارد. آتشكده به مانند تمامي آتشكده هاي نياكانمان ، بناي چهار طاقي است كه چندين ستون آن را سرپا نگاه ميداشته است اما اكنون تنها ستونهاي آن باقي مانده است كه ظاهرا ميراث فرهنگي در آنجا نيز در حال ترميم و مرمت است . زيبايي غروب آفتاب را در كنار آتشكده ديدن و سفر در طول زمان به 2000 سال قبل و تصور اينكه ايرانيان باستان در دل تاريكي كوير و در كنار آتش پاك در اين مكان با خداي خويش راز و نياز مي كرده اند خود لذتي است ديگر كه بستگي به تخيل شما دارد و بس .

محلات :

شهري كوچك و زيبا با آب و هوائي كوهستاني در دل كوير استان مركزي . تمامي مناطق اطراف شهر خشك و بياباني است اما شهر محلات با داشتن چند چشمه ، بزرگ بهشتي است در ميان كوير . شايد اگر اسم اين شهر را "چنارستان" و يا "چناران" ميناميدند بهتر بود چرا كه دو طرف تمامي كوچه ها و خيابانهاي محلات را چنارهائي پير در آغوش گرفته اند كه شايد عمر برخي از آنها بالاي صد سال باشد . شهر تقريبا به دو قسمت تقسيم شده است و شايد هم در گذشته اين شهر دو قسمت سفلي و عليا داشته است . در قسمت علياي شهر ،  سرچشمه باغي است بسيار  ديدني با چشمه اي با آبدهي بالا و آبي شيرين و زلال كه آشاميدني نيز هست . اگر اين باغ را با پارك جمشيديه تهران مقايسه كنيم چيزي به گزاف نگفته ايم با اين تفاوت كه عمر درختان سرچشمه شايد چندين برابر عمر درختان پارك جمشيديه باشد . جاي  ديگر ديدني محلات عليا ميدان چنار است ، ميداني كه دايره مركز آن را درخت چناري با قطري در حدود 5 متر تشكيل داده است ( البته مقداري هم با سيمان پايه آن را مرمت كرده و بر قطر آن افزوده اند ) . پس از ديدن محلات عليا به ديدن بهشت گلهاي محلات در قسمت سفلي شهر برويد . گلخانه ها با گلهاي ديوانه كننده در انتظار حس زيبايي پرست شماست . هر گلخانه بنا به تخصص خود در زمينه اي فعاليت ميكند هر گلي را كه بخواهيد مي توانيد در اين شهر بيابيد از كاكتوسهاي بيابانهاي مكزيك و آمريكا گرفته تا گلهاي شمعداني ايراني . ديدار از گلخانه ايران كاكتوس را ازدست ندهيد انواع و اقسام كاكتوسهاي آمريكايي را مي توانيد در اين گلخانه ببينيد از جمله كاكتوس " صندلي مادرزن " و " زبان مادر شوهر " . اگر گلي براي نگهداري در تهران خريداري كرديد حتما روش نگهداري آن را نيز بپرسيد . براي ديدن گلهاي ديگر بايد به همه گلخانه هاي شهر سرك بكشيد ولي مطمئنا براي ديدن تمامي گلخانه بيشتر از يك روز زمان نياز خواهيد داشت .

لبنيات محلات خصوصا ماست موسير آن را حتما مزه كنيد در ضمن نانهاي تفتان محلي را نيز از ياد نبريد .

غار چال نخجير : غاري كه در دل كوههاي كنار جاده دليجان به مشهد اردهال قرار گرفته است به گفته مسئولان و نوشته هاي بازديدكنندگان درياچه اي زيبا در عمق 50 متري غار قرار دارد كه امكان قايق راني بر روي آن نيز وجود دارد ، اما با توجه به دقيق و برنامه دار بودن ما ايرانيان و همچنين از آنجا كه به وقت و برنامه ريزي ديگران بسيار اهميت مي دهيم اولا : هيچگونه تابلويي براي پيدا كردن غار در جاده وجود ندارد و براي پيدا كردن مسير فرعي غار آنقدر بايد بگرديد تا خسته شويد و از خير ديدن غار بگذريد و يا مثل ما سماجت بكنيد و بالاخره مسير آسفالته فرعي كه در سمت چپ جاده ( دليجان به مشهد اردهال ) قرار دارد را پيدا كنيد . دوما : پس از آنكه به در غار رسيديد مطمئن باشيد با در بسته مواجه خواهيد شد و از گفته يك گردشگر قبلي خواهيد فهميد كه براي ديدن غار بايد نامه از سازمان ميراث فرهنگي و يا فرمانداري بياوريد ( مطمئنا ديدن رئيس جمهور از ديدن غار چال نخجير ساده تر است ) از آنجا كه ما پر رو تشريف داريم و براي ديدن غار نزديك 350 كيلومتر راه آمده ايم مي ايستيم تا مسافران دو اتوبوسي كه قبل از ما بدون هيچگونه نامه اي و فقط بدليل آشنا بودن با دو نفر مسئول غار توانسته اند به درون بروند ازغار بيرون بيايند و با كلي خواهش و تمنا كه " باباجان ما خودمون كوهنورديم " بتوانيم داخل غار شويم و پس از پنج دقيقه پياده روي درون غار به گروه قبلي مي رسيم كه در حال خارج شدن هستند براي ديدن درياچه از ما اصرار و از مسئول با ادب و نزاكت! غار انكار كه : " همين كه اجازه دادم تا اينجا بيائيد داخل ، ممنون باشيد " به هر روي دست از پا درازتر به دليل مهرباني! مسئولين غار و فاميل  نبودن ما با آنها بدون ديدن زيبائيهاي غار ، از غار بيرون مي آييم .

لذا از گردشگران عزيز ملتمسانه تقاضا دارم براي رونق گرفتن اين غار به آنجا نروند مگر آنكه با مسئولين غار آشنا باشند و يا با نامه اي ثقيل و با اطمينان به ديدن غار چال نخجير بروند .

 

ختم كلام : براي ديدن زيبائيهاي طبيعي استان مركزي شايد فصل بهار و خصوصا ارديبهشت بهترين فصل باشد اما مطمئنا در آن فصل باغهاي انار بين جاده ، مزارع آفتابگردان و باغات ميوه پربار را نمي بينيد ، اما اوايل مهر ماه كه هوا رو به خنكي مي رود ديدار از مناطق كويري و گرم بهترين فصل است خصوصا كه گلخانه هاي محلات تقريبا تمام فصل هستند .

و تكرار درد دل هميشگي كه عمده دليل فرار توريستهاي خارجي از ايران است : كثيفي سرويسهاي بهداشتي بين جاده اي و داخل شهري ، كمبود سرويس هاي بهداشتي ، پر ذباله بودن مناطقي كه مردم با فرهنگ! به آن جا رفته اند ، و عدم پاسخگو بودن مسئولين غار چال نخجير !؟

 

  

                                        

مزارع آفتابگردان خورهه

 

 

معبد خورهه

 

 

آتشكده آتشكوه

 

 

رستوران سرچشمه – محلات

 

گلخانه ايران كاكتوس – محلات

 

يكي از مزارع پرورش گل محلات

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1384ساعت 11:3  توسط شادفر  | 

پرسون

Happy birthday to 22’nd “HEMMAT SHEMIRAN MOUNTAINEERING CLUB”

 

دشت هويج – قله پرسون

تاريخ اجراء : يكم مهرماه 1384

براي ديدن زيبائيهاي روستاي افجه و دشت گرچال " هويچ " فصل بهار را انتخاب كنيد .

تابستان گرم تهران آخرين روزهاي خود را سپري ميكند و خورشيد آخرين تلاشهاي  خود را براي آزردن ساكنان تهران انجام ميدهد . اما حال و هواي پائيز ، زيباترين فصل سال در همه جا پيچيده است برگهاي درختان رو به زردي مي رود هواي خنك و ملس پائيزي در محيط كوهستان پيچيده است ، هوايي وسوسه انگيز براي ماشيني ترين انسانها تا يك روز ، تهران گرم ودم كرده  را رها كنند و دل به دامان طبيعت بسپارند . با وجود اينكه فصل پائيز زيبائيهاي خاص خود را به همراه ميآورد انتهاي تابستان و ابتداي پائيز خشك ترين و بي آب ترين زمان مناطق كوهستاني است چرا كه بيشتر ذخاير كوهستان اعم از يخچال و برفچال ذوب شده اند و چشمه هاي  كم آب نيز آخرين نفسهاي خود را ميكشند . به همين دليل كوهستان زيبائي هايي كه در فصل بهار داراست در اين فصل نخواهد داشت .

بگذريم تولد و جشن تولد هميشه با شادي و جشن و سرور همراه است در جشن تولد ، يك سال به عمر صاحب جشن افزوده ميشود و سالروز تولد را براي يادآوري خاطرات سالهاي گذشته گرامي مي دارند . اگر اين جشن تولد براي يك انسان باشد در عين زيبايي و شادي يك غم كوچكي در كنج دل شخص مي نشاند چرا كه يك سال پيرتر شده است ، اما اگر اين جشن تولد براي يك موسسه ، شركت و يا گروه باشد مطمئنا اين غم كوچك نيز وجود نخواهد داشت چرا كه هرچه اين گروه پيرتر باشد باعث افتخار بيشتري خواهد بود .

گروه كوهنوردي همت شميران يكي از قديمي ترين گروههاي كوهنوردي تهران و بلكه ايران است كه سالگرد تولد بيست و دو سالگي آن خود افتخاري است براي گروه و افراد آن كه توانسته اند 22 سال يك گروه كوهنوردي را سرپا نگاهدارند آن هم در جامعه اي كه يك جمع پنج نفره نمي توانند بر سر يك ميز صحبت كنند و نظرات يكديگر را تحمل كنند .

به هر ترتيب مثل تمامي جشنهاي تولد براي اين جشن نيز از تمامي اعضاي رسمي ، آزمايشي ، غير آزمايشي! و ميهمان از طريق كارت دعوت و تلفن دعوت به عمل آمد تا در برگزاري اين جشن حضور يابند دوستان نيز سنگ تمام گذاشتند و حدود 60 نفر در برنامه بزرگداشت بيست و دومين سالگرد تاسيس گروه شركت كردند .

طبق برنامه تعريف شده مقرر شده بود كه برنامه عمومي گروه در دشت هويچ " گرچال " افجه و برنامه اصلي گروه نيز صعود به يكي از قلل منطقه باشد . طبق معمول ساعت 6:30 دقيقه صبح از مقابل شهرداري منطقه 1 واقع در ميدان تجريش گرد هم مي آييم . و نهايتا ساعت 7 صبح با سه دستگاه ميني بوس به سمت افجه به راه مي افتيم .

روستاي افجه بخشي از گلندوك واقع در لواسانات تهران است . براي رسيدن به اين ده پس از طي مسافتي در حدود 25 كيلومتر از تهران و با عبور از گردنه قوچك به لشگرك مي رسيم در ابتداي راه مسير به دو شاخه تقسيم مي شود كه جاده آسفالته شرقي ( سمت راست ) ما را پس از طي 5 كيلومتر به گلندوك واقع در مركز لواسان مي رساند . از گلندوك 8 كيلومتر به سمت شمال شرقي كه برويم به ده افجه خواهيم رسيد ، خوشبختانه تمامي مسير آسفالته است . ساعت 8:15 دقيقه صبح در ابتداي روستا براي آغاز پياده روي آماده مي شويم و از ده به سمت دشت هويچ يا همان گرچال به راه مي افتيم  . براي طي اين مسير زماني در حدود يك ساعت تا يك و نيم ساعت زمان لازم است . مسيري خاكي و سنگلاخي  كه با اتوموبيل مناسب نيز ميتوان پيمود ( منظور از اتوموبيل مناسب همان جيپ يا لندرور است ) در كنار اين جاده خاكي راه پاكوب و مالرويي نيز وجود دارد . در دو سمت مسير باغات ميوه كه عمدتا گردو و گيلاس است زيبايي خاصي به مسير بخشيده است . در ميانه هاي راه از دور آبشاري كوچك در سمت راست دره خود نمايي ميكند كه مي تواند چند دقيقه اي شما را براي لذت بردن از آن متوقف كند .

حدود ساعت 9:15 در بين راه و در پناه سايه درختان براي خوردن صبحانه توقف ميكنيم بدليل داشتن زمان كافي مدت توقف براي صبحانه كمي طولاني ميشود نهايتا ساعت 10 صبح بر اساس نظر سرپرست صعود به قله آقاي چيذري ، قله پرسون براي صعود انتخاب مي شود . در اطراف دشت هويچ چندين كوه معروف وجود  دارد كه به ترتيب از سمت شمال به غرب عبارتند از قله پرسون به ارتفاع 3100 متر – ريزان به ارتفاع 3650 متر – آتشكوه 3850 متر . در پائين دست آتشكوه قله ساكا به ارتفاع 3300 متر و در جنوب غربي قله مهرچال با ارتفاع 3920 متر قرار گرفته است . به همراه  افرادي كه قصد صعود به قله را دارند ( حدود بيست و پنج نفر ) راس ساعت 10 صبح به سمت قله پرسون به راه مي افتيم . ساعت 10:30 دقيقه به دشت هويچ مي رسيم دشتي كه هيچ سنخيتي با نامش ندارد و شايد هم در گذشته داشته است و ما انسانها اين اسم را از معني تهي كرده ايم . دور از ذهن نيست كه در گذشته اي نه چندان دور اين دشت پر از هويچ بوده است و اين دست غارتگر ما انسانها بوده كه اين دشت را خالي از هويچ كرده ايم . شايد هم اين بار ما بي گناهيم و اين اسم بدون هيچ دليلي بر روي اين دشت گذاشته شده است . دشتي كوچك و زيبا با پوششي يونجه زار و چمن زيبا و چند تك درخت در سمت شمال شرقي  دشت و تعدادي درخت بيشتر در سمت شمال غربي آن . پنج دقيقه اي براي استراحت در دشت مي ايستيم و پس از آن به سمت قله پرسون به راه مي افتيم ، با توجه به اينكه قله در پشت قله هاي روبرويمان قرار گرفته است ديده نمي شود مسير با راهي پاكوب شده  كاملا مشخص است پس از كمي ارتفاع گرفتن باد ملايم و خنك كوهستاني نيز شروع  به وزيدن ميكند . قله مخروطي شكل ريزان در سمت چپ ما خود نمايي ميكند قله اي كه در ابتدا تصميم بر صعود به آن قله بود اما بدليل ذيق وقت اينكار عملي نشد . راه صعود به قله را بدون هيچگونه مشكلي طي ميكنيم ساعت 12:30 دقيقه بر بالاي قله پرسون ميايستيم . قله اي كه از بالاي آن ميتوان دماوند هميشه مغرور و سرافراز را در شمال غربي و دشت لار را در زيرپاي آن مشاهده كرد . رو به جنوب كه بايستيد درياچه سد لتيان را ميتوانيد ببينيد و همانطور كه اشاره شد كوههاي ريزان ، آتشكوه ، ساكا و مهرچال در غرب پرسون ايستاده اند . پس از توقفي نيم ساعته براي گرفتن عكس و ديدن مناظر اطراف حدود ساعت 13 به سمت دشت هويچ برمي گرديم تا به بقيه افراد ملحق شويم . چرا كه مقرر شده بود مابقي افراد گروه در دشت هويچ اطراق كنند . بدون توقف از قله به سمت دشت به راه مي افتيم . ساعت 14:30 به دشت مي رسيم . مابقي دوستان نيز در دشت بيكار ننشسته اند و با توپي كه به همراه آورده اند با بازيهاي دسته جمعي روزي شاد را سپري كرده اند . پس از صرف ناهار و استراحتي كوتاه آماده بازگشت مي شويم .در ضمن شيريني تولد گروه نيز بين اعضاء پخش مي شود تا خاطره برنامه در كام دوستان شيرين تر شود .  ساعت 16:15 بدون هيچكونه مسئله قابل اشاره اي به ده مي رسيم و به سمت توقفگاه ميني بوسها ميرويم .

و اينچنين با گذشت يك سال ديگر از عمر گروه كوهنوردي همت شميران بار مسئوليت آن سنگينتر شده و مطمئنا سال جديد خود را بايد با  برنامه هاي بهتري شروع كند چرا كه اين درخت كهنسال 22 ساله شده است و بايستي پربارتر از سالهاي گذشته باشد .

 

"به اميد روزهاي بهتر براي گروه كوهنوردي همت شميران "

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1384ساعت 11:16  توسط شادفر  |