تبليغاتX
من و خلوت كوهستان

من و خلوت كوهستان

كوه و كوهنوردي ، طبيعت و ايرانگردي

دیواره اوسون

تمرين سنگنوردي در ديواره اوسون

 جمعه ۱۸ شهریور ۱۳۸۴

 

زماني كه عشق و علاقه به كوهنوردي را درخود نجسته بودم ، اگر برنامه اي در تلويزيون و يا عكسي در رابطه با سنگنوردي مي ديدم ، اولين سئوالي كه در ذهنم نقش مي بست اين بود كه : " سنگنوردها چگونه از يك ديواره بلند بدون هيچگونه وسيله اي بالا ميروند ( چون ابزارآلات در عكس و يا فيلم ديده نمي شدند ) و در ضمن براي اين كار تا چه اندازه  ديوانگي مورد نياز است " ؟

بالاخره از بد حادثه به خيل علاقمندان كوه  و سنگ نوردي پيوستم . حال اين دوستان هستند كه سئوال بالا را به گونه هاي مختلف و به كرات مطرح ميكنند ؟

 

" مگه عقلت رو از دست دادي كه ميري اون بالا ؟ "

" اگه از اون بالا بيفتي چطوري خودت رو نگه مي داري ؟ "

" ابزار و وسايلي كه استفاده كرديد همونجا روي سنگ ميمونه !؟ "

" اصلا سنگنوردي  ورزش نيست يجور ماجراجوئيه ! "

و سئوالاتي از اين دست كه بسيار مطرح مي شوند . اگر ذهن شما نيز با چنين سئوالاتي مشغول است بهترين راه حل براي يافتن پاسخ امتحان كردن سنگ نوردي است !؟

 

شايد سنگنوردي براي بسياري از كساني كه به تازگي كوهنوردي را آغاز كرده اند جذابيت آنچناني نداشته باشد و در ضمن بخاطر خطرات بالقوه اي كه در اين رشته ورزشي نهفته است علاقه اي به اين رشته از خود نشان ندهند . اما از آنجا كه كوهنوردي بخودي خود رشته اي پر خطر مي باشد لذا با كمي ادامه دادن اين ورزش خطرات روزمره و عادي اين ورزش براي كوهنوردان عادي شده وشايد آن هيجان و لذتي كه در ابتداي كار چاشني كوهنوردي بود ديگر وجود نداشته باشد ، اينجاست كه تجربه كردن لذت و هيجان سنگنوردي شما را به خود فرا ميخواند ، لذتي كه به همراه زيبائيهايش امكان بروز خطر در هر لحظه شما را تهديد ميكند .

 اگر از راه رفتن بر روي زمين صاف و مسطح و كوهنوردي بي خطر دلزده شده ايد وقت را ازدست ندهيد براي يادگيري سنگ نوردي به همراه يك مربي مجرب به كوههاي شمال تهران و يا يكي از سالنهاي سنگنوردي  برويد و بالا رفتن از ديوار را به مانند "مارمولكي" چست و چابك امتحان كنيد .

براي همين منظور روز جمعه مورخ 18/6/84 براي تمرين و لذت بردن ازسنگنوردي به همراه گروه كوهنوردي همت شميران و به سرپرستي آقاي "علي فخيم شيخ زاده " عازم ديواره اوسون واقع در منطقه كوههاي دربند تهران مي شويم . ديواره اوسون ديواره ايست با شيبي ملايم كه در بالاي باغات اوسون و در شرق سد سنگي آبشار اوسون واقع شده است . ساعت 7:30 صبح جمعه ، گروه با تعداد 13 نفر از مقابل شهرداري منطقه 1 واقع در پل تجريش به سمت منطقه مذكور به راه مي افتد . چند تن از دوستان براي تكميل كردن وسايل مورد نياز به محل گروه مراجعه مينمايند تا ابزارآلات لازم را به همراه خود بياورند . پس از آمدن اين دوستان حدود ساعت 8:15 دقيقه از دربند ( اصطلاحا ميدان مجسمه ) به سمت اوسون به راه مي افتيم پس از گذشتن از ازدحام و ترافيك دوراهي بند يخچال و شيرپلا به سمت اوسون مي رويم . از آنجا كه منطقه اوسون براي مردم عادي كمتر شناخته شده ميباشد در اكثر ايام پذيراي جمعيت كمتري نسبت به مسير" شيرپلا" و "بند يخچال"  است . حدود ساعت 10 صبح به پاي ديواره اوسون مي رسيم . همانگونه كه اشاره شد ديواره اوسون ، ديواره ايست با شيبي ملايم كه يك طول طناب اول را مي توان بصورت "سلو" نيز صعود نمود ، اما اگر دوست داريد ساليان سال كوهنوردي و سنگنوردي كنيد و از آن مهم تر ساليان سال زنده بمانيد در سنگ نوردي از انجام هرگونه ريسكي بپرهيزيد . در هر صورت پس از توضيحات اوليه و يادآوري گره هاي مورد استفاده در صعود و فرود توسط سرپرست ، افراد گروه براي صعود كردن آماده مي شوند . آقاي فريبرز روزبهاني با صعود اولين طول طناب مسير( هر طول طناب برابر با 50 متر ) ، كارگاهي برپا نموده و آماده حمايت از ديگر افراد ميشود . افراد حاضر با رعايت تمامي نكات ايمني و همچنين كنترل تمامي آيتمها توسط دوستان مجرب قديمي تر اقدام به صعود تا كارگاه اول ميكنند . مسير دوم كمي مشكل تر و همچنين جذاب تر است مجددا كارگاه دوم توسط آقاي روزبهاني برپا ميشود و دوستاني كه آمادگي بيشتري دارند و مايل به صعود مسير دوم مي باشند يك طول طناب ديگر نيز صعود كرده و پس از آن اقدام به فرود ميكنند .

بدين ترتيب افراد گروه يك روز راه رفتن بر روي ديوار عمودي  را تمرين كرده و مطمئنا از اينكه مي توانند بر روي زمين صاف بدون حمايت و خود حمايت و قوانين سختگيرانه سنگنوردي راه بروند در پوست خود نمي گنجند .

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 9:18  توسط شادفر  | 

تمرین سنگ

تمرین سنگ نوردی

 

جمعه 12 شهريور ماه يك هزار سيصد و هشتاد و چهار الشمسي

 

در حكايات عهد عتيق آوردندي كه در اين روز شادفر به همراه محمد تصون در كار تمرين سنگنوردي به مكان بند يخچال شدندي .

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت 16:44  توسط شادفر  | 

علم کوه

 

علم كوه از جنسی ديگر!

 تاریخ اجرا : ۳و۴و۵ شهریور ماه ۱۳۸۴

اگر رشته  ورزشي شما كوهنوردي است ، و يا اينكه به كوه و كوهستان و طبيعت زيباي آن علاقه داريد و يا اگر عاشق كوه و كوهنوردي هستيد و تاكنون به منطقه علم كوه و تخت سليمان نرفته ايد به قول بچه هاي تهران" نصف عمر شما برفناست" .

اگر بدون ديدن مسير "ونداربن" و "دشت برير" تا پناهگاه سرچال به يكباره شما را در منطقه علم چال قرار دهند مخصوصا اگر هنگام غروب آفتاب باشد و سرماي گزنده منطقه را حس كنيد و از طرفي كوههاي صخره اي كه اطرافتان را احاطه كرده است را به همراه ابهت ديواره علم كوه را نظاره گر باشيد به ياد فيلمهاي تخيلي هاليوود خواهيد افتاد كه كرات ديگر را نشان مي دهند كه هيچگونه علائم زندگي و حياتي در آنجا وجود ندارد .

منطقه اي بسيار زيبا كه اكثريت  قله هاي آن  ارتفاعي بيش از 4000 متر دارند و تنها يخچال دائمي ايران را نيز در دل خود جاي داده است . كوههايي كه تقريبا همگي صخره اي و سنگي مي باشند و اكثريت آنها به دليل سرعت بالاي فرسايش در منطقه در حال ريزش مي باشند . قله هايي با اسمهاي با مسمي نظير شانه كوه ( بدليل دندانه دار بودن قله و يالهاي آن ) سياه سنگها ( قله اي سنگي و صخره اي به رنگ سياه ) سياه كمان ( چندين قله كه توسط خط الراسي به شكل يك كمان به يكديگر وصل شده اند و به رنگ سياه مي باشند ) دندان اژدها و بسيار ي قله هاي ديگر كه اين منطقه كوهستاني را از ديگر مناطق كوهستاني ايران متمايز مي كند . و يكي ديگر از مشخصه هاي بارزمنطقه ، داشتن دو ديواره معروف ( شمالي و غربي ) براي سنگ نوردي مي باشد كه در بين كوهنوردان دنيا شناخته شده مي باشند .

به هر روي گروه كوهنوردي همت شميران طبق برنامه از پيش تعريف شده براي تابستان برنامه صعود به يكي از قله هاي منطقه تخت سليمان را برنامه ريزي كرده بود . البته لازم به ذكر است يك برنامه فني صعود از ديواره غربي نيز در نظر گرفته شده بود كه توسط آقايان آل بويه و عرفاني اجرا گردد اما متاسفانه يك هفته قبل از اجراي برنامه طي تمرينات سنگنوردي در پل خواب آقاي آل بويه دچار حادثه شد و برنامه مذكور لغو گرديد .

گروه جمعا با تعداد 24 نفر روز چهارشنبه مورخ 2/6/84 به سرپرستي آقاي فرببرز روزبهاني با دو ساعت تاخير ( به علت دير رسيدن ميني بوسها ) راس ساعت 22 از تهران ( طبق قرار هميشگي از پل تجريش ) به سمت جاده چالوس و مقصد كلاردشت – رودبارك- هتل فدراسيون كوهنوردي عازم شد . حدود ساعت 3 بامداد روز پنجشنبه گروه در هتل مذكور مستقر شد تا افراد تا هنگام حركت صبح روز بعد كمي استراحت كنند . راس ساعت 6 صبح پس از صرف صبحانه و آمادگي گروه دو دستگاه نيسان وانت براي حمل كوله ها و بچه ها كرايه شد . ( ظاهرا كرايه هر نيسان 11،000 تومان مي باشد ) و پس از آماده شدن گروه ، ساعت 7:15 دقيقه هتل فدراسيون رودبارك را به سمت ونداربن و دشت برير ترك مي كنيم . ابتداي مسير مقداري جاده اسفالته مي باشد پس از كمي طي مسير به  دو راهي مي رسيم كه  جاده خاكي سمت چپ طبق تابلو نوشته شده به سمت حصار چال و طالقان مي رود اما بدلايل نامعلوم تونلي كه اين جاده را از درون كوه مي گذراند بسته مي باشد .

مسيرهتل تا دشت ونداربن تمامي نشانه هاي شمال كشور را داراست ، كوهستان جنگلي با كمي رطوبت و صداي گوشنواز "سردآبرود" كه در سمت چپ جاده جاري است و ويلاهاي كه براي آسايش و لذت بردن قشر متمول جامعه ساخته شده  به قيمت زخمي شدن طبيعت زيباي منطقه . در ضمن به اين نيز اكتفا نشده و بيشتر زمينهاي اطراف قطعه بندي شده و با پارچه هاي تبليغاتي به اين ميراث طبيعي آيندگان نيز چوب حراج زده شده است .

به هر روي پس از رسيدن به منطقه ونداربن ( ساعت 8 صبح ) لوازم كمپينگ گروه و برخي وسايل اضافي را درون گوني بسته بندي كرده  و تحويل قاطر مي دهيم تا وسايل به علم چال حمل شود . ( قيمت كرايه هر قاطر تا پناهگاه سرچال 15،000 تومان و از آنجا تا علم چال نيز 15،000 تومان مي باشد ) سه نفر از اعضاي گروه براي طي مسير خط الراس كالاهو به تخت سليمان به انتخاب سرپرست از گروه جدا مي شوند . و به سمت دره كالاهو- كلجاران مي روند . در ابتداي مسير پاكوب دو راهي كالاهو و كلجاران از مسير سرچال و علم كوه جدا مي شود . سمت راست به سوي كالاهو مي رود و سمت چپ بسوي سرچال ، علم چال و تخت سليمان .

مسير پاكوب سمت چپ را در كنار رودخانه سردآبرود و مناظر زيباي كوهستاني بسوي پناهگاه سرچال مي رويم . در طول مسير سه بار رودخانه و جويهاي كوچك آب را قطع مي كنيم كه دو بار آن دو جوي كوچك مي باشد و بار سوم توسط يك پل چوبي از روي رود سردآبرود مي گذريم . طبق گفته سرپرست آب اين رودخانه بهترين آب منطقه مي باشد كه در انتهاي برنامه اين گفته وي ثابت شد . پس از كمي استراحت و برداشتن آب از رود به راهپيمايي خود ادامه مي دهيم . تمامي مسير تا پناهگاه سرچال بصورت پاكوب كاملا مشخص مي باشد .

بعد از نيم ساعت راهپيمايي به منطقه كنگلك پائين مي رسيم اين چيزي است كه تابلوي كوچك زرد رنگي در كنار مسير پاكوب به ما مي گويد . نكته جالب توجه اشخاص صاحب گوشي همراه اينكه تنها منطقه اي كه گوشي آنتن داشته و امكان برقراري ارتباط وجود دارد از منطقه كنگلك تا نزديكي پناهگاه سرچال مي باشد و در ديگر مناطق گوشيهاي همراه به هيچوجه آنتن دهي ندارند . حدود ساعت 12 ظهر به پناهگاه سرچال مي رسيم از پناهگاه سرچال ديواره علم كوه با قامتي افراشته شما را به مبارزه مي طلبد و نيمي از بالا تنه خود را به شما نشان مي دهد.

پناهگاه سرچال گنجايشي در حدود 50 نفر دارد . از ديگر امكانات پناهگاه دو دستشويي مي باشد كه بيشتر شبيه به حكايت" لنگه كفش در بيابان " است . و يك شيلنگ آب كه از يخچالهاي بالادست پناهگاه تغذيه ميشود و با دبي بسيار پاييني قابل استفاده مي باشد . اما همانطور كه ذكر شد كيفيت اين آب پايين تر از آب سردآبرود است .

پس از صرف ناهار د رحدود ساعت 14 به سمت علم چال عازم مي شويم . پس از طي مسيري در حدود 500 متر درراه پاكوب خاكي ، چهره منطقه بطور كل تغيير مي يابد و كوههايي كه بيشتر از جنس خاك بودند و پوشيده از گياهان ، جاي خود را به سنگهاي بزرگ و كوچكي مي دهند كه يك يخچال چند ميليون ساله را در زير خود پنهان كرده اند ،  يخچالي كه در برخي نقاط بدليل حرارت آب شده و تشكيل جويهايي در زير سنگها داده  است كه فقط صداي آن قابل شنيدن مي باشد و هر از چند گاهي از آب يخچال بركه اي درست شده است . از اينجا به بعد وارد دنياي ديگري مي شويد : كوهستاني از جنس سنگ و صخره  

مسير پاكوب تا حدودي به دليل سايش سنگهاي مسير و يا نشانه هايي كه توسط كوهوردان درست شده است قابل تشخيص مي باشد البته در برخي موارد حتي اين علائم نيز وجود ندارد و ممكن است مسيرتان كمي دور شود . به هر روي براي رسيدن به علم چال در روبروي شما كوهي به اسم ميان سچال وجود دارد كه از سمت دره شرقي بايد اين كوه را دور بزنيد تا به علم چال برسيد . حوالي ساعت 4:30 بعد از ظهر به علم چال مي رسيم . و غرق در زيبايي ديواره علم كوه و ابهت آن مي شويم . در شرق ديواره كوه سياه سنگ به مانند جادوگري سياه پوش با قامتي افراشته و دندانه دار به شما ميخندد و در ضلع غربي ديواره ، شانه كوه در پائين دست گرده آلمانها قرار دارد در پشت شانه كوه قله تخت سليمان قرار دارد كه هدف گروه همت شميران مي باشد . كمي بالاتر از گرده آلمانها سنگي به شكل يك مثلث قائم الزاويه فقط توسط يك تكيه گاه در كنار ديواره ايستاده است و هر آن امكان آن مي رود كه سنگ مذكور واژگون گردد اين سنگ همان سنگ " سماور " است . حال اين اسم چه ارتباطي به سنگ مذكور دارد همان حكايت "پيدا كردن پرتغال فروش" است .

پس از برپا كردن چادرها بچه ها مشغول استراحت مي شوند تا صبح روز بعد عازم قله تخت سليمان بشوند . ريزش سنگ از ديواره و كوههاي اطراف به كرات اتفاق مي افتد اما ريزشي عظيم در نيمه شب اتفاق افتاد كه همه بچه ها به گمان رعد و برق از درون چادرها نيم خيز شدند . شبي بود مهتابي ميشد بر روي تخته سنگها نشست و به آسمان پر ستاره نظاره كرد و ترانه " امشب شب مهتابه ... " را زمزمه كرد . اما هيچكس اين كار را نكرد.

 . با توجه به اينكه قرار بود يك شب ديگر نيز در منطقه باشيم صبح روز جمعه كمي ديرتر از حد معمول حدود ساعت8:30 از محل علم چال به سمت قله تخت سليمان به راه افتاديم . براي رسيدن به قله تخت سليمان بايد قله شانه كوه را توسط تراورز دور زده و از طريق آخرين گردنه ( نرسيده به گرده آلمانها ) مجددا از سمت غرب شانه كوه را تراورز كرده وبه قله تخت سليمان دسترسي پيدا كنيم . مسير تماما از سنگهاي ريزشي تشكيل شده است كه همين مسئله باعث پائين آمدن سرعت گروه مي شود . به جز دو مورد دست به سنگ شدن جزئي در مسير مسئله ديگري تا رسيدن به قله وجود ندارد . ( با توجه به نامشخص بودن مسير وجود يك راهنما در اجراي اين برنامه الزامي است )

حوالي ساعت 12 ظهر جمعه به بالاي قله تخت سليمان به ارتفاع 4660 متر مي رسيم . قله اي كه كه تقريبا دو نقطه مرتفع دارد كه توسط دو لوله آهني مشخص شده اند . پس از كمي استراحت و گرفتن عكسهاي يادگاري توسط دوستان ، گروه سه نفره ديگر همت شميران كه خط الراس را طي كرده اند از دور نمايان مي شوند و طبق نظر سرپرست گروه تا رسيدن آنان منتظر مي مانيم . حدود ساعت 13 آن سه نفر نيز به گروه اصلي مي پيوندند و راس ساعت 13:30 پس از گرفتن عكسهاي يادگاري دسته جمعي و خواندن سرود " اي ايران " به سمت علم چال بازميگرديم . همان مسيري را كه به سمت قله رفته ايم مجددا براي بازگشت طي مي كنيم تقريبا ساعت 16:30 به محل چادرهايمان در علم چال مي رسيم با مشورت با سرپرست و نظر موافق برخي افراد تصميم گرفته ميشود كه يك گروه به سمت پناهگاه سرچال بروند و گروه ديگر در همان علم چال بمانند . به همراه يك گروه 12 نفره راس ساعت 17:30 دقيقه به سمت پناهگاه علم چال به راه مي افتيم . بدون مشكل خاصي قبل از غروب آفتاب حدود ساعت 19:15 به پناهگاه سرچال مي رسيم . پايين دست سرچال را تا دوردست مه غليظي پوشانده و منظره بسيار زيبايي را آفريده است . پس از كمي استراحت و صرف شام چندين نفر از سمت علم چال به سوي سرچال مي آيند اين چهار نفر نيز از ديگر افراد گروه هستند كه با آقاي علي شيخ زاده براي شب ماني پناهگاه سرچال انتخاب كرده اند .در پناهگاه سرچال چندين گروه ديگر نيزشب ماني داشتند كه اكثرا آذري بودند كه روز بعد قصد صعود داشتند . بدليل وجود موش كوهستاني درون پناهگاه  و همچنين هواي نامطبوع داخل پناهگاه بيشتر دوستان تصميم گرفتند كه در هواي آزاد شب را صبح كنند . آسماني صاف و مهتابي و پر ستاره به علاوه هلال زيباي ماه و همچنين مسير كهكشان راه شيري كه به وضوح قابل ديدن بود ، چيزي كه در تهران به علت آلودگي شديد هوا يافت مي نشود . از آنجا كه بنده تصميم داشتم زودتر به رودبارك برگردم همان شب از بچه ها خداحافظي كردم و ساعت 6 صبح روز شنبه از پناهگاه سرچال به سمت رودبارك به راه افتادم البته با هماهنگي سرپرست .

مقرر شده بود افرادي كه در علم چال بودند حداكثر تا ساعت 9 صبح در سرچال باشند و به اتفاق مابقي دوستان به سمت رودبارك بيايند . از آنجا كه بنده ديگر در اين مراحل حضور نداشتم لذا از جزئيات خبري ندارم .

همانگونه كه اشاره كردم ساعت 6 صبح به سمت رودبارك به راه افتادم خوشبختانه مه كمي پائين تر رفته بود و مسير نيز مشخص بود . از خيسي زمين و بوته هاي اطراف مشخص بود كه يكي دو روز گذشته هوا باراني بوده است كه اين قضيه با كاهش ارتفاع بيشتر مشهود بود . حدود ساعت 8 صبح به محل ونداربن ( انتهاي جاده خاكي ماشين رو رسيدم ) از آنجا كه نيسان جاده خاكي را در عرض 45 دقيقه طي كرده بود اميدوار بودم بتوانم مسير را در طي 1:30 دقيقه طي كنم اما محاسباتم غلط ا زآب درآمد و مسير طولانيتر از حد انتظار بود . در اواسط مسير با يكي از كوهنوردان با سابقه شهرستان " جلفا"  بنام آقاي عليپور آشنا شدم و تا رودبارك هم صحبت شديم . نهايتا ساعت 10:15 دقيقه به هتل فدراسيون رسيديم و پس از كمي اصلاح وضع لباس و شستن سر و روي برنامه صعود به قله تخت سليمان را با تمامي خاطرات شيرين آن به پايان برديم .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 14:48  توسط شادفر  |