تبليغاتX
من و خلوت كوهستان

من و خلوت كوهستان

كوه و كوهنوردي ، طبيعت و ايرانگردي

قله اسپیلت

صعود به قله اسپيلت – جمعه 28/5/1384

اگر دوست داريد يك صعود تمريني و آمادگي براي حركت در مسيرهاي گرده اي و سنگي انجام دهيد جاي دوري نرويد قله اسپيلت در كنار شماست .

گروه كوهنوردي همت طبق برنامه از پيش تعريف شده در 6 مرداد ماه صعود قله علم كوه را در برنامه خود گنجانده بود و از آنجا كه احتمال صعود از مسير گرده وجود داشت براي آمادگي افراد شركت كننده در برنامه علم كوه  صعود به قله اسپيلت در نظر گرفته شد ، قله اي كه اگر ارتفاع آن را بشنويد شايد تمايلي براي صعود به آن نداشته باشيد اما زماني كه اقدام به صعود ميكنيد و با سنگهاي مسير دست به گريبان مي شويد تازه ميفهميد كه چرا كوهنوردان و سنگنوردان اسپيلت ، بند يخچال و ديواره شروين ( به مناسبت مرگ سنگنوردي به نام شروين در سال 1354 در اين ديواره به اسم شروين نامگذاري شده است ) را دوست دارند .

طبق برنامه ساعت 6:30 مقرر شده بود بچه ها در ميدان تجريش مقابل شهرداري منطقه 1 حاضر باشند كه طبق معمول بدلايل مختلف برخي افراد با تاخير در محل قرار حاضر شدند و نهايتا ساعت 7 صبح گروه به سمت ميدان دربند به راه افتاد .

لازم به ذكر است اينجانب به خاطر زنگ نزدن ساعت خواب ماندم و ساعت 8 صبح به دربند رسيدم و تقريبا ساعت 9 صبح در محل زمين فوتبال بند يخچال به گروه ملحق شدم .

گروه  جمعا 15-20 نفر بود كه پس از طي كردن مسير دربند به سمت بند يخچال رفتيم تا از بند يخچال به سمت پناهگاه شروين برويم مسيري كه از ابتداي بند يخچال كم كم سنگي مي شود . حدود ساعت 10 صبح به پناهگاه شروين رسيديم .  براي استراحت و صرف صبحانه در كنار پناهگاه و در هواي مطبوع كوهستان بچه ها صبحانه خورده و در همين حين سرپرست برنامه آقاي علي شيخ زاده براي آشنايي كساني كه گره هاي كوهنوردي را نمي دانستند گره هاي حمايت ، خود حمايت و پروسيك را آموزش دادند تا در طي مسير در صورت نياز بتوانند از اين گره ها استفاده كنند . گروه ساعت 11 صبح از پناهگاه به سمت قله به راه افتاد  مسيري كه پس از پناهگاه شروين كاملا سنگي ميشود و در بيشتر جاها اجبارا بايد دست به سنگ مي شديم . تقريبا تا قله اسپيلت تمامي مسير به همين گونه بود و در چند منطقه بدليل خطرناك بودن مسير  براي امنيت افراد به هنگام صعود و فرود  از حمايت استفاده گرديد . نهايتا ساعت 13 تمامي افراد بر بالاي قله اسپيلت بودند ، قله اي كه نشانه آن هرمي ميله اي مي باشد كه توسط لوله ساخته شده و بر بلنداي قله قرار گرفته است . كه هيچيك از افراد گروه دليل ساختن اين هرم و استفاده آن را نمي دانستند . پس از كمي استراحت بر روي قله و گرفتن چند عكس يادگاري به سمت گردنه كلك چال به راه افتاديم اما در ميانه مسير به تشخيص سرپرست و براي تمرين بيشتر افراد تصميم گرفته شد كه راه برگشت از مسير گلاب دره و وزباد انجام بگيرد . با توجه به خستگي چند تن از افراد گروه و سختي مسير افراد به دو دسته تقسيم شدند گروه پيشرو كمي جلوتر به راه افتادند و پس از گذشتن از گوسفند سراي گلاب دره در كنار اولين چشمه دره وزباد براي استراحت و صرف ناهار اطراق كردند . به هنگام رسيدن به كنار چشمه عقربه هاي ساعت ، 5 بعد از ظهر را نشان مي داد . تا رسيدن بچه هاي گروه دوم تقريبا 1:30 دقيقه طول كشيد .و نهايتا گروه دوم به سرپرستي آقاي شيخ زاده ساعت 6:30 دقيقه به كنار چشمه رسيدند . با توجه به نزديكي غروب آفتاب اكثر افراد گروه اول به محض رسيدن گروه دوم به مقصد تهران به راه افتادند و گروه دوم نيز مقرر شد به محض استراحتي كوتاه راه بيافتند . نهايتا ساعت 7:30 دقيقه بعد از ظهر برنامه صعود به قله اسپيلت و برگشت از گلاب دره با تمامي خاطراتش به پايان رسيد . تا افراد گروه براي صعود به قله علم كوه آماده شده باشند .

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 9:36  توسط شادفر  | 

غار بورنیک

لذت تجربه كردن تاريكي مطلق در غار بورنيك – جمعه  21/5/84

 

براي ديدن زيبائيهاي تاريكي مطلق ، بايد از نور زندگي بخش خورشيد و نور سحر انگيز ماه و ستارگان بگريزي ، چاره اي نيست چرا كه در زير نور آن ستاره و اين سياره و  ستاره ها هر چقدر هم كه كم نور باشند در نهايت نوري كم سو ديده مي شود ، كه با چشم بسته نيز نور اين اجرام آسماني به درون چشم من و شما نفوذ مي كنند و لذت و وهم آن تاريكي مطلق را از شما مي ربايند پس براي ديدن يا بهتر بگوييم نديدن هيچ چيز و لمس تاريكي مطلق بايد بكجا پناه برد ؟ شايد يكي از بهترين راهها براي درك لذت تاريكي مطلق و وهم حاصل از آن رفتن بدرون غار باشد كه در سرزمين پهناور ايران كم از اين غارها يافت نمي شود و در هر گوشه اي از اين خاك نمونه اي از غارهاي بزرگ و كوچك را مي توان يافت . البته خزيدن به درون اين دالانها و تالارها و حتي چاههاي موجود در غارها نه تنها همراه با تجربه كردن آن تاريكي مطلق مي باشد بلكه به دليل شرايط خاص درون خود و احساساتي از اين دست كه اگر راه برگشت گم شود ، زلزله اي رخ داده و مسير برگشت مسدود شود ، چراغي كه به همراه برده ايد خاموش شده و ديگر هيچگونه نوري در اختيار نداشته باشيد تا راه برگشت را بيابيد وهم و حتي گاهي اوقات ترسي دلنشين را در دل غارنوردان بر مي انگيزد .

به هر روي براي لمس و درك كردن تمامي زيبائيهاي ياد شده به همراه گروه ستاك و به عنوان راهنماي گروه ، جمعه روزي در تاريخ 21 مرداد ماه سال 1384 براي ديدن غار بورنيك در روستاي هرانده عازم منطقه شديم . غار بورنيك در حاشيه جنوبي روستاي هرانده از توابع شهرستان فيروزكوه واقع شده است و روستاي هرانده در 120 كيلومتري شرق تهران در جاده فيروزكوه و در 12 كيلومتري فيروزكوه قرار گرفته است .

 

  

 از آنجا كه براي يافتن روستا تابلويي در كنار جاده نصب نشده است تنها نشانه جاده خاكي روستا ، تابلوي رنگ و رورفته سبز رنگ خانه بهداشت هرانده قبل از دهانه ورودي يك تونل در جاده مي باشد . غار بورنيك  در ارتفاعات مشرف به دشت هرانده قرار گرفته و حدود 150 متر از سطح دشت , مرتفع تر است.) دهانه غار 1950 متر و دشت هرانده 1800 متر ارتفاع دارد (. دهانه غار بورنیک با بیش از 18 متر ارتفاع و 60 متر عرض , یکی از بزرگترین دهانه های غاری ایران است بورنیک از نظر ساختاری , غاری تکتونیکی است و تالارهای بسیار بزرگ و بلندی دارد . سازندهای آهکی هم در جای جای این غار به چشم می خورداین غار در زمره مناطق دارای آثار باستانی نیز محسوب می شود هرچند که نشان واضحی از دوران گذشته  در آن به چشم   نمیخورد .

دهانه غار در پشت دو يال از كوههاي اطراف ده بگونه اي پنهان شده است كه گوئي مشتاق اين نيست كه دست انسانها به آن برسد و خود را پشت كوهها پنهان نموده است . لذا براي كساني كه بدون راهنما به منطقه بروند يافتن دهانه غار مشكل خواهد بود . بلائي كه بر سر يك گروه ديگر كه براي ديدن تنگه واشي رفته و بدليل خرابي جاده تنگه واشي به علت سيل عازم منطقه هرانده شده بودند و بالاخره نتوانستند كه دهانه غار را بيايند اما در عوض تا توانستند مناظر زيباي روستا را با زباله هايي كه در سطح باغات و مزارع پراكنده كرده بودند به زشتي و كثيفي كشاندند ، وقتي گردشگراني كه عموما از سطح مردم متوسط به بالا و به احتمال قريب به يقين از قشر تحصيل كرده جامعه مي باشند با طبيعت اينچنين معامله بكنند از ديگر مردم اين ديار چه انتظاري مي توان داشت

طبق هماهنگي قبلي افراد گروه در ساعت 6 صبح در پل سيد خندان براي حركت آماده شده و با حضور آخرين نفرات ساعت 6:30 صبح به سمت مقصد به راه افتاده و تهران آلوده و خواب آلوده  را ترك ميكنيم . با بارندگي شب قبل جاده كوهستاني فيروزكوه ، حال و هواي پائيزي پيدا كرده  و با ديدن مناظر زيباي اطراف جاده  جاني  تازه پيدا كرده و با هر نفسي كه از هواي پاكيزه كوهستان به ريه ها مي فرستيم ، بيشتر به آلودگي شديد هواي تهران پي ميبريم . حدود ساعت 10:30 در روستاي هرانده ابتداي مسير ، پياده روي بسوي غار را آغاز مي نمائيم مسير پياده روي از لابلاي باغات و مزارع و علفزارهاي كنار رودخانه نمرود ميگذرد مناظري زيبا كه تا قبل از رسيدن گروههاي گردشگري تنگه واشي ( به علت خرابي جاده مربوطه چند گروه از آنها به روستاي هرانده سرازير شده بودند ) چشم هر بيننده اي را مي نوازد و آن رابطه عميقي كه بين انسان و طبيعت برقرار است ودر اين قرون اخير كم رنگ شده است مجددا جان ميگيرد و به هر بيننده اي يادآوري ميكند كه به واقع مادر اوليه انسان طبيعت است . بيشتر باغات روستا را درختان سيب تشكيل داده است . و در زمينهاي كشاورزي نيز محصولاتي از قبيل سيب زميني و كدو ديده ميشود و نكته جالب توجه اينكه در روستاي هرانده گل نيز پرورش داده ميشود كه اين محصول نيز زينت گلفروشيهاي تهران مي شود اما ديدن اين گلها بصورت زنده و شاداب در دل طبيعت لطف ديگري دارد . براي رسدين به غار حدود 45 دقيقه تا يك ساعت پياده روي در دشت و مزارع مي باشد كه بصورت پاكوب مشخص مي باشد اين پاكوب اگر ادامه داده شود به دره هاي پشت دهكده مي رسد كه پر از باغات سيب بوده و متعلق به روستائيان زحمتكش ده مي باشد اما براي دسترسي به غار بورنيك از ميانه راه ،بايد به سمت بالاي كوه كه توسط پاكوبي زيگزاگ مانند مشخص مي باشد شيبي نسبتا تند را طي نمود كه طي نمودن اين شيب نيز با توجه به آمادگي افراد گروه متفاوت مي باشد اما بطور كلي ميتوان گفت كه اين مسير را ميتوان در مدت زماني حدود 45 دقيقه تا يك ساعت طي نمود . پس از گذر از آخرين پيچ مسير دهانه غار در بالاي دو عدد كاج تناور دهانش را براي بلعيدن شما آماده نموده است . از آنجا كه درون غار هيچگاه نور آفتاب را بخود نمي بيند سرمايي غير قابل پيش بيني انتظار شما را ميكشد لذا بردن لباس گرم ضروري است حتي اگر زمان بازديد شما در گرماي 45 درجه مرداد ماه باشد . درون غار از تالارها و دالانهاي متفاوتي تشكيل شده است كه بدليل آهكي بودن ساختار غار استلاگميت و استلاگتيتهاي فراواني را به رنگهي قهوه اي كم رنگ و بعضا سفيد رنگ درون غار ميتوان ديد . تالارهاي اصلي غار بعد از گذشتن از پلهاي سيماني كه حدودا از پنجاه پله تشكيل شده است دو عدد مي باشد تالار سمت راست با طي زماني در حدود 15 دقيقه بن بست مي شود البته براي كوهنوردان و گردشگران عادي ، اما غارنوردان براي رفتن به تالار بعدي از ديواره انتهايي اين تالار بالا رفته و به تالار سمت چپ راه پيدا ميكنند . نكته جالب توجه در اين تالار تابلوي گروه كوهنوردي قديمي مي باشد كه اسم چندين كوهنورد بر آن حك شده است كه تاريخ سال 1342 را به شما نشان مي دهد و ناخود آگاه شما را به 42 سال پيش مببرد كه خود مي تواند به عنوان يك شي عتيقه در نظر گرفته شود . و اما تالار سمت چپ را نيز ميتوان با گذر كردن از چندين راهروي تنگ كه مقداري نياز به مهارتهاي سنگنوردي دارد عبور نمود .

چندين بار براي لمس تاريكي كه از آن ياد كرديم همه افراد گروه چراغهاي خود را خاموش مي كنند و در سكوت مطلق مي گذرانند و به قول يكي از دوستان به ياد تاريكي قبر مي افتيم و به شوخي ميگويد كه من حتما با خود چراغ قوه به قبر خواهم برد. پس از ديداري حدودا 2 ساعته از غار و از در درو ديوار آن بالا رفتن حدود ساعت 2 بعد از ظهر از غار بيرون آمده و پس از صرف ناهار حدود ساعت 3:30 دقيقه به سمت اتوبوس كه در روستا منتظر ما مي باشد به راه مي افتيم . تني چند از بچه ها از فرصت استفاده كرده و در رودخانه از شدت گرما با لباس به داخل آب ميروند و تن داغ را به خنكاي آب مي سپارند . نهايتا ساعت 5:30 بعد از ظهر سوار اتوبوس شده و به سمت تهران به راه مي افتيم تا دوباره غم زندگي در اين شهر دود آلود و شلوغ بر دلمان سنگيني كند .

راستي تا فراموشم نشده چند نكته را يادآور مي شوم :

1-     درون اكثر غارها به دليل نبود نور، هيچ نوع جانداري زندگي نمي كند و حيات در حد صفر است. بنابراين زباله هاي شما تجزيه نمي شوند و تا ساليان بسيار دور باقي مي مانند. اين امر باعث آلودگي شديد محيط غار و از طرف ديگر آلوده شدن آب چشمه هاي مورد استفاده روستاييان مي شود. خصوصا وقتي اين زباله ها ترشحات شيميايي باطري هاي زنگ زده، خوراكي هاي گنديده، مدفوع و ادرار و ... باشد.

2-     بدليل احتمال ريزش سنگ درون غار از ايجاد سرو صدا و فرياد زدن درون غار خودداري نمائيد .

3-     شكل گرفتن يك الي 3 سانتي متر مكعب از استلاگتيت و استلاگميتها نياز به حداقل100 سال زمان دارد لذا كوچكترين صدمه شما به اين چكنده و چكيده ها يعني خراب كردن ميراث آيندگان .

4-     بدليل لغزنده بودن سطح اكثر غارها به هنگام راه رفتن مواظب خود باشيد .

 

چند عكس از غار و روستاي هرانده

 

نماي بيرون از درون غار

 

 

استلاگميت و استلاگتيت هاي درون غار 

 

 

روستاي هرانده از كوههاي اطراف ده

 

 

با تشكر از جناب آقاي محمد تفنگدار از گروه کوهنوردی مهر براي تهيه نقشه كروكي وتوضيحات در مورد موقعيت غار و عكسهاي جالب غار

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1384ساعت 9:2  توسط شادفر  | 

معارفه

معارفه و تشريح سوابق كوهنوردي

گذشته :

 

 در شهر تهران متولد شدم تمام دوران تحصيلات را در مدارس تهران گذراندم ،نشانه هاي علاقه به كوه وكوهستان از اواسط دوران دبيرستان را در خود يافتم ، البته بطور جدي آن را پي نگرفتم .

كارشناسي مهندسي مكانيك در شاخه طراحي جامدات را در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقيقات تهران به پايان بردم . علاقه رفتن به كوه دوران دبيرستان به هنگام دانشگاه نيز در حد همان كوههاي معروف اطراف از جمله توچال و دربند و دركه باقي ماند . سال آخر دانشگاه با ديدن عكس يكي از دوستان در كناردرياچه يخ زده قله سبلان  در مرداد ماه از طرفي شگفت زده و از طرفي مجذوب زيبائي پر از رمز و راز درياچه قله سبلان شدم . فكر صعود به قله سبلان از زمان ديدن آن عكس در من پا گرفت و اين آغازي شد براي شروع كوهنوردي بطور جديتر .

صعود به قله سبلان را در تابستان سال 1380 انجام دادم و اين صعود عشق به كوه و كوهستان و طبيعت را در من زنده كرد . طبيعتي كه سكوتش پر از ناگفته بود و اين سكوت پر بود از لذتي بس ناگفتني . در همان سال 1380 با پيگيري از هيئت كوهنوردي با چندين گروه كوهنوردي آشنا شدم تا بتوانم كوهنوردي را بطور جديتر دنبال نمايم . نهايتا با گروه كوهنوردي اوج سبز به مديريت جناب آقاي يارياب آشنا شدم و كوهنوردي را با اين گروه پي گرفتم حدود دو سال در كنار اين گروه برنامه هاي مختلفي را اجرا نمودم . كه در همين جا بايد از زحمات جناب آقاي يارياب تشكر و قدرداني كنم كه او را اولين استاد خود در زمينه كوهنوردي مي دانم .

در سال 1382 كارآموزي سنگ نوردي را زير نظر جناب آقاي مصدري گذراندم ، اما بدليل شرايط نامساعد جيبي عليرغم علاقه به سنگنوردي نتوانستم در اين شاخه بطور جديتر فعاليت نمايم .

در پايان سال 1382 در كلاسهاي كارآموزي يخ و برف مجددا به مربي گري جناب آقاي مصدري شركت نموده و موفق به اخذ مدرك آن شدم .

در اواخر سال 1382 با توجه به برخي اختلاف سليقه ها ، چند تن از دوستان گروه اقدام به ايجاد گروهي جديد نمودند كه نهايتا در پايان سال 1382 مجوز و پروانه گروه كوهنوردي با اسم ستاك صادر گرديد . و بنده نيز از گروه قبلي به گروه جديد نقل مكان نموده و در هيئت مديره به عنوان دبير گروه به همراه ديگر دوستان براي راه اندازي گروه مشغول فعاليت شديم . با توجه به نوپا بودن گروه فعاليتهاي آن در سال 1383 آنچنان چشمگير نبود و در اين سال دچار ركود شد . در سال 1383 برنامه هاي كوهنوردي را به همراه دوستان و خارج از گروه اجرا نموديم . تا اينكه ابتداي سال 1384 با معرفي دوستان عضو گروه همت شميران شدم . گروهي كه با سابقه اي نزديك به 35 سال يك از قديمي ترين گروههاي كوهنوردي ايران مي باشد . گروهي كه بيشتراعضاي آن  فني و پركار مي باشند و اين خود باعث آشنايي بنده  با دوستان جديد شده و نكات بسياري  از آنان آموخته ام و اميدوارم كه در آينده نيز از دانش و تجربيات آنان بتوانم استفاده كنم . برنامه هاي مختلفي كه طي 4 سال گذشته ( از سال 1380 الي 1384 ) در زمينه كوهنوردي و ايرانگردي داشته ام بطور خلاصه به شرح ذيل است :

 

 

صعود به قله و كوهنوردي :

صعود به قله پهنه سار(  بهار 1381گروه اوج سبز - بهار 1384 گروه همت )

صعود به قله توچال (زمستان 1381 – تابستان 1383 )

صعود به قله كلك چال (تابستان 1382 -  دو بار زمستان 1382- زمستان 1383- تابستان 1384 )

صعود به قله خلنو ( تابستان 1381 تا آبشارگروه اوج سبز –صعود به  قله بهار 1384 گروه همت )

صعود به قله آزاد كوه ( تابستان 1382 گروه اوج سبز )

صعود به قله دماوند (تابستان 1382 جبهه جنوب شرقي گروه اوج سبز–بهار 1384 جبهه جنوبي گروه همت)

صعود به قله سبلان  ( تابستان 1380 – تابستان 1384 گروه همت )

صعود به قله بند عيش ( حدودا 10 بار )

قله خرسنگ ( صعود تا دشت جانستون تابستان 1381 )

صعود به قله دار آباد از مسير حاجي آباد ( بهار 1384 گروه همت )

صعود به قله تفتان ( بهار 1383 گروه ستاك )

صعود به قله شيركوه يزد (جمع دوستانه -  تابستان 1382 )

صعود به قله شاه معلم ماسوله (جمع دوستانه - تابستان 1383 )

صعود به قله اكوز داغي- قلل فرعي سبلان ( بهار 1382 گروه اوج سبز )

صعود به قله توچال از كلك چال ( تابستان 1383 )

صعود به قله كهار ( تابستان 1381 گروه اوج سبز )

صعود به قله كلون بستك ( تابستان 1381 گروه اوج سبز )

پياده روري مسير اسالم به خلخال ( پائيز سال 1381 گروه اوج سبز )

قله سيالان – صعود تا عسل محله ( زمستان 1381 گروه كوهنوردي شهسوار )

صعود به قله سي چال ( زمستان 1381 گروه اوج سبز )

پياده روي تنگه هملون ( زمستان 1381 گروه اوج سبز )

آبشار آهار ( جمع دوستانه – بهار 1382 )

صعود به قله الوند ( جمع دوستانه – پائيز 1382 )

 

 

غارنوردي :

غار بورنيك (جمع دوستانه  پائيز 1382 – تابستان 1384گروه ستاك )

غار يخ مراد ( بهار 1384 )

 

كوير :

نمك زار خور و بيابانك و شنزار روان مصر (جمع دوستانه  پائيز 1383 )

 

طبيعت گردي و ايرانگردي :

تنگه واشي ( تابستان 1381- گروه اوج سبز )

قلعه بابك – كليبر تبريز ( تابستان 1382 گروه اوج سبز )

آثار باستاني يزد (جمع دوستانه - تابستان 1382 )

ماسوله و قلعه رودخان ( جمع دوستانه - تابستان 1383 )

آثار باستاني شيراز ( جمع دوستانه - زمستان 1382 )

قلعه الموت و درياچه اوان قزوين ( تابستان 1384 )

گنبد سلطانيه و غار كتله خور زنجان ( تابستان 1384 )

مراسم گلابگيري نياسر و آثار باستاني كاشان ( بهار 1384 )

روستاي داماش و گل سوسن چلچراغ ( بهار 1384 )

روستاي آلاشت – درياچه شورمست – برج لاجيم (سوادكوه ) ( تابستان 1384 )

بازديد از آثار باستاني شهر همدان – غار علي سرد(عليصدر) (پائيز 1382 )

بازديد از آثار باستاني و مناظر طبيعي قشم و بندرعباس ( زمستان 1383 )

 

حال :

در بيشتر برنامه هاي سال 1384 در كنار دوستان جديد در گروه همت بوده ام ، البته با توجه به اينكه هنوز دوستاني در گروه قبلي ستاك هستند كه باعث كشش بنده به آنجا شوند لذا هر از گاهي ديداري با دوستان قديمي در ستاك  تازه ميكنم . ولي با ديگر دوستان قديميتر در گروه اوج سبز تمامي ارتباطات قطع شده است .

به هر روي در حال حاضر عمده فعاليت خود را در گروه همت قرار داده ام ، اما براي حفظ ارتباط و دوستي با رفقاي قديمي گروه ستاك و در صورت امكان همكاري با آنان ، در برخي جلسات آنان نيز شركت ميكنم .

 

اهداف آينده :

با توجه به اينكه سنين طلائي كوهنوردي به عقيده اينجانب از 18 تا ۳۰ سالگي مي باشد و من ناخواسته اين سنين را از دست داده ام شايد براي رسيدن به اهداف بلند پروازانه كمي دير باشد لذا سقف خواسته هاي خود را پائين آورده ام تا اين اهداف قابل دسترسي باشند .

1-     پيگيري سنگنوردي بطور جديتر از اهداف اصلي است كه اميدوارم در آينده بتوانم به اين مهم نائل شوم

2-     انجام صعودهاي زمستاني در قلل مرتفع ايران

3-     صعود به قله هاي داخل كشور كه تاكنون موفق به صعود آنها نشده ام .

 

نوشته هاي من در اين وبلاگ :

از اين پس گزارشات برنامه هايي كه در آنها شركت نموده ام و همچنين خبرهاي مهم كوهنوردي و بطور كل هر مطلبي كه در زمينه كوهنوردي جالب باشند در اين وبلاگ خواهد آمد.

 

اميدوارم در اين خانه جديد نيز بتوانم دوستاني يافته و از تجربيات آنان استفاده كنم و اگر كمكي از دست اينجانب برآيد دريغ نخواهم كرد . 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 10:20  توسط شادفر  |